ثبت نام در پیام نامه روزبه

ایمیل:    
رشته: مقطع:

جمع دو عدد [نه]و[یک] چه می شود در کادر مربوطه به عدد وارد نمائید
 

درباره موسسه...

موسسه آموزش عالی روزبه با کسب مجوز از شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری در سال 1386 تأسیس و فعالیت آموزشی خود را در همان سال با پذیرش دانشجو در رشته های فنی و مهندسی در شهر زنجان آغاز نمود .اکنون با گذشت چندین سال از تأسیس این موسسه علاوه بر افزودن رشته های مختلف در زمینه های فنی و مهندسی ، علوم انسانی و هنر برای اولین بار در سال 1391 با پذیرش دانشجو درمقطع کارشناسی ارشد،گامی بزرگ درجهت رشد وشکوفایی برداشته است.

نشانی : زنجان- میدان بسیج - بزرگراه 22 بهمن - روبروی ستاد فرماندهی نیروی انتظامی - شهرک پونک - روبروی بیمارستان کوروش - موسسه آموزش عالی روزبه زنجان
تلفن تماس : 10-7138008-0241

ادامه...




خط مشی صفحه درباره استان زنجان

در این بخش استان زنجان برای کاربران بخصوص کاربران و یا دانشجویانی که غیر بومی هستند معرفی می شود در این معرفی مواردی از قبیل: نقشه جغرافیایی، آب و هوا، فرهنگ بومی استان، مناطق دیدنی و گردشگری استان معرفی شده تا راهنمایی کاملی برای دانشجویی که می خواهند در این موسسه ثبت نام کنند باشد.

درباره استان زنجان

آشنايي با استان زنجان و ديدني‌هاي آن
بیوگرافی استان زنجان:
زنجان مرکز استان و شهرستان زنجان این شهر در منطقه آذربایجان واقع شده است و جمعیت آن برطبق سرشماری سال ۱۳90، برابر با 1036873 نفر بوده است. نام زنجان عربی شده زنگان است. مردم منطقه هنوز هم تلفظ زنگان را بکار می‌برند. شهر زنجان در دره زنجانچای (از شاخه های قزل اوزن (سفید رود)) قرار گرفته و سر راه شوسه و راه آهن تهران به تبریز می باشد. صنایع دستی از قبیل ورشوسازی، نقره سازی، ملیله کاری، چاروق دوزی، چاقوسازی، فرش بافی (فرش زنجان) آن مشهور است. زنجان از شمال به شهرستان طارم و خلخال و میانه و از مشرق به ابهر و طارم و از جنوب به قیدار و زرین آباد و از غرب به شهرستانهای ماهنشان و چاراویماق محدود است و از سطح دریا ۱۶۶۳ متر ارتفاع دارد. ارتفاع قله سپهسالار که در این استان قرار دارد به ۳۳۱۸ می‌رسد و بخشهای آن عبارت اند از بخش مرکزی، بخش زنجانرود، بخش قره پشتلو که جمعاً ۳۲۸ پارچه آبادی دارد. از جمله شرایطی که فلسفه وجودی شهر زنجان را در منطقه تبیین و توجیه می نماید، وجود راه ارتباطی فلات مرکزی ایران به آذربایجان در منطقه، حاکم بودن شرایط مناسب اوضاع توپوگرافی، وجود اراضی مسطح با شیب ۲٪ در منطقه کوهستانی و بالاخره لزوم مرکز مبادلاتی تولیدات کشاورزی و ارائه خدمات متقابل به روستاهای حوزه نفوذ به ویژه ایالات پنجگانه مستقر در منطقه بوده است می رساند که این پدیده در شکل گیری شهر و محله بندی آن عامل تعیین کننده می باشد.
پیشینه:
در مورد وجه تسمیه شهر زنجان تاکنون نظرات گوناگونی از سوی پژوهشگران و نویسندگان ارائه شده است. قدیمی‌ترین نامی که به این منطقه اطلاق شده است زندیگان به معنای اهل کتاب زند (معروف‌ترین کتاب آیین زردشتی ساسانی) و گان از پساوند فارسی عهد باستان است که در دوره ساسانیان بر این منطقه گذاشته شده است. گفته می‌شود بنای شهر زنجان در زمان اردشیر بابکان ساخته شده و در آن زمان نام شهین یعنی منسوب به شاه به آن اطلاق می شده است. از اواخر دوره قاجاریه به علت استقرار ایل خمسه فارس نام خمسه نیز بر آن نهاده شد.
حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده ‌است. در لغتنامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته‌: «شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده‌است.» شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایگان، و وجه تسمیه آن، مخفف زندگان یعنی اهل کتاب زند است، و زندیگان زنگان شده و دال او محذوف گردیده. بیتی از حکیم زجاجی : ز زنگان بدان مرد روشن ضمیر دبیری سرافراز بد تیزویر حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌است.
در لغتنامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته‌است: «شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده‌است. حمدالله مستوفی در نزهة‎القلوب زبان زنجان و مراغه و تالش گشتاسبی را پهلوی ذکر می‎کند و می‌گوید «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبسته است» که منظور همان گویش‌های گوناگون زبان‌های تاتی‌تبار است. امروزه زبان مردم زنجان ترکی آذربایجانی است. شهر تاریخی زنجان به لحاظ وجود مقاومتهای مردمی و منطقه‌ای در مقابل سپاهیان اسلام از شهرهای دشوارگشا بوده ‌است، در سال ۲۴ هجری قمری به دست براء بن عازب سردار تخریب شده، که این محل خاستگاه اولیه بوده و در شمال شرقی شهر فعلی قرار داشته ‌است. آثار و بقایای نخستین استقرار شهر که دراصطلاح کهن‌دژ نامیده می‌شود تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی پا برجا بوده و در جریان ساختمان (خیابان فرهنگ) تسطیح شده ‌است. قبرستان شهر در حد جنوب شرقی محل استقرار و در داخل حد طبیعی سیلاب شرق شهر منطبق بر (خیابان امام) فعلی تا (فدائیان اسلام) بوده ‌است. در احیاء مجدد و گسترش آن، در اوایل دوران اسلامی، شهر اندکی به طرف غرب استقرار نخستین، در ساحل چپ سیلاب قدیمی که امروزه منطبق بر خیابان استانداری است کشیده شد، برجستگی کهن دژ این دوره در محله فعلی (نصرالله خان) بوده که در سال ۱۳۴۰ تسطیح و محل آن به دبیرستانهای دخترانه تبدیل شده ‌است.
گسترش شهر در این دوره به طرف شرق محل مورد بحث که اراضی شهری قابل استفاده در شهرسازی بوده، امتداد یافت. حمدالله مستوفی درنزهة القلوب دور باروی شهر را ده هزار گام ذکر نموده که در حدود ۵/۴ کیلومتر است و از قلعه کنونی شهر اندکی بزرگ‌تر بوده به طوری که دامنه استقرار تا حد سیلاب شرقی کشیده شده‌است. قول حمدالله مستوفی یافته‌های باستان‌شناسی مطابقت دارد چنان که در اراضی شرقی خارج از دیوار قلعه، آثار قرن شش هجری قمری در عمق ۲ متری از کف معابر فعلی قرار گرفته و قابل رؤیت است. کتاب صورالاقالیم از مزار اکابر و اولیاء وجود در شهر، قبور شیخ اخی فرج زنگانی و استاد عبدالغفار سکاک و عیسی کاشانی را نام برده‌ است. این شهر برای بار دوم در پاییز سال ۶۲۸ هجری قمری در فتنه مغول تخریب شده و شدت آن به حدی بود که شهر برای مدتی از قید حیات ساقط شد. به ویژه انتخاب سلطانیه به پایتختی در دوران ایلخانی و گسترش شهر مزبور در ایام حکومت غازان‌خان و خدابنده و اولجایتو در اواخر قرن هفتم هجری قمری، به علت نزدیکی این دو شهر، در متروکه شدن شهر زنجان عامل تعیین کننده‌ای بود، به عبارت دیگر در تمام ایام شکوفایی شهر سلطانیه، شهر زنجان به حالت نیمه ویران باقی مانده‌ است.
 


مشاهیر زنجان:
•    شهاب‌الدین سهروردی، فیلسوف و صاحب مکتب اشراق و عارف شهیر
•    علامه زنجانی شیخ ابوعبداله ضیائی
•    یوسف ثبوتی، پروفسور
•    اکبر نوحی
•    محسن توفیقی
•    امیر اعلم غضنفریان
•    حسین منزوی، غزال غزل های ایران
•    سید عزالدین حسینی زنجانی، از مراجع کنونی شیعه
•    حکیم هیدجی، عارف شهیر ایرانی و فیلسوف
•    رکن الدّین سجاسی، پیر شمس تبریزی
•    محبعلی قنبری(واثق زنجانی) نویسنده وشاعر
•    اخی فرج زنجانی، از عرفای قرن پنجم هجری
•    وجی الله رستگار، بنیانگذار برخی از ورزشها در زنجان
•    علیرضا خمسه، بازیگر
•    هوشنگ جعفری
•    رضا میرکریمی کارگردان
•    مولانا همتی انگورانی
•    خلیل جوادی
•    سید موسی شبیری زنجانی، از مراجع کنونی شیعه
•    اسدالله بیات زنجانی، سیاست مدار
•    سید محمد حسینی زنجانی
•    میر تقی فاضلی (شاعر و نویسنده)
•    سیداحمد فهری
•    محمد شجاعی
•    جواد کیومرثیان مخترع ژنراتور کوره ای
•    عباسعلی عمید زنجانی
•    محمد اسماعیل صائنی از مشاهیر معاصر فلسفه
•    احمد مظفری
•    حسن نجاریان
•    مجید شهریاری
•    رضا روزبه
•    بهرام پور
•    جمال شورجه
•    علی رمضانی در رشته شیمی
•    جمیله شیخی، بازیگر
•    حاج عباس حیدری معروف به یاشیل عاباس ( ورزشکار باستانی و بهیار)
•    مورد فهرست گلوله‌ای
•    علی واعظی صائین قلعه ای،شاعر
•    جلال خاوندگار
•    ...

 


در ادامه برخی با برخی از مشاغل و صنایع دستی استان آشنا شده و در بخش نهایی اماکن تاریخی، گردشگری، مذهبی و دیدنی استان را معرفی خواهیم کرد.
 مشاغل و صنایع دستی استان زنجان:
 استان زنجان یکی از استان هاى فعال کشور در زمینه صنایع دستى است. یافته های باستان شناسی به دست آمده از این استان بر قدمت انواع صنایع دستی در این منطقه گواهی می دهد. انواع صنایع دستى از قبیل چاقوسازی، گلیم بافى، جاجیم بافی، چارق دوزی، سفال گری، ملیله کارى، فرش بافى، فلزکارى، مسگرى و نقره سازى در شهرستان هاى این استان متداول است.
بافت انواع قالى و قالیچه در مناطق مختلف استان رواج دارد ولى بیش ترین میزان تولید در منطقه زنجان، ابهر و قیدار دیده مى شود. چاقو سازی مهم ترین و معروف ترین صنایع دستی استان زنجان است. چاقوسازان در ساخت چاقو با قالب هایی که‌ در اختیار دارند، شیارهایی روی تیغه چاقو ایجاد می‌کنند که هر قدر تعداد این ‌شیارها بیش تر باشد، ارزش‌ چاقو زیادتر است‌. سخت کردن تیغه در اصطلاح چاقوسازان با آب دادن انجام می شود که روشی کاملاً تجربی است و از قاعده خاصی پیروی نمی کند.
بسیاری از استادکاران، این مرحله را کاملاً از دیگران مخفی نگاه می دارند. معمولاً نام یا امضای سازنده بر روی انتهای تیغه چاقوهای مرغوب حک‌ می شود. از تولیدات دیگر این استادکاران می توان به قند شکن اشاره کرد. این محصول از ظریف ترین محصولات آن ها است که تا تولید نهایی مراحل بسیاری را پشت سر می گذارد و ساخت آن کار بسیار پرزحمتی است.

 


صنایع استان:
استان زنجان به دلیل محدودیت قانونی توسعه ظرفیتهای تولیدی در تهران و مرکز کشور و برخورداری از شبکه‌های زیر بنایی قوی (زمین-منابع آب-خاک- شبکه‌های مواصلاتی- موقعیت راهبردی در منطقه شمالغرب - عبور خطوط انرژی - سرمایه گذاری کلان ملی و....) از پتانسیل قابل ملاحظه‌ای در جذب سرمایه گذاری بخش صنعت برخوردار است. از صنایع مهم استان به چند نمونه اشاره می‌گردد:
۱-شرکت ایران ترانسفو ۲-پارس سوئیچ ۳-شرکت ملی سرب و روی ایران ۴-شرکت کالسیمین ۵-شرکت مینو ۶-چینی سازی ماهنشان و هیس ۷-فرش سهند ۸-پیش سازان لوازم خانگی ایران ۹-لائی سازی ۱۰-سامان شیمی ۱۱- نخ تایر ۱۲- سیمان خمسه ۱۳- روغن نباتی جهان ۱۴- بلکا شرق و... 15- شرکت فراوری مواد معدنی ایران -کارخانه روی دندی همچنین شهرستان زنجان از لحاظ تنوع معادن بسیار غنی بوده به طوریکه در حال حاضر بالغ بر ۱۷۰ اندیس وذخایر معدنی قابل بهره برداری ودر دست اکتشاف ویا شناسایی شده در استان وجود دارد که شامل: سرب و روی، براسیت، سیلیس، خاکهای صنعتی آنتی موان، تالک، پرلیک، سولفات منیزیم، آلونیت، منگنز، مس، آهن و سنگهای تزیینی (گرانیت، مرمریت، تراورتن، چینی و مرمر) وسنگهای آهکی و گچ و سنگ لاشه‌است. هم اینک این استان بزرگ‌ترین معادن روی خاور میانه را در خود جای داده‌ است.
اماکن تاریخی، گردشگری، مذهبی و دیدنی استان:
گنبد سلطانيه:
اين گنبد در 36 كيلومتري جنوب شرقي زنجان و 4 كيلومتري جاده قزوين – زنجان در شهر سلطانيه واقع است . بنايي عظيم و ممتاز است كه در وسط شهر قديمي سلطانيه بنا گرديده است . در خصوص تاريخچه شهر سلطانيه و گنبد معظم آن مي خوانيم: هنگامي كه ارغوان خان – پسر آباقا خان – چهارمين ايخان مغول براريكه سلطنت تكيه زد ، تصميم گرفت در محل سلطانيه فعلي شهري بنا كند . بدين رو دستور داد « قلعه اي كه دور باروي آن 12هزار گام باشد ، از سنگ تراشيده بسازند »‌. ارغون پس از ساختمان اين قلعه ، در حالي كه هنوز نيمه كاره بود ، در آن مسكن گزيد و به سال 691 ه . ق در گذشت و در همان جابه خاك سپرده شد . غازان خان – جانشين وي – از پيگيري كار پدر منصرف شد و متوجه تبريز و احداث محله شنب غازان گرديد . با به حكومت رسيدن الجايتو به سال 702 ه. ق كار ساخت شهر سلطانيه از سر گرفته شد . وي دستور داد شهري بساز ند كه دور آن 30 هزار گام باشد ؛ همچنين قلعه اي كوچك به مساحت 2000 گام كه با حصار و 16 برج در بر گرفته مي شد . عرض ديوارهاي قلعه به اندازه اي بود كه چهار سوار به آساني مي توانستند در كنار هم بر روي آن حركت كنند . الجايتو همچنين امر كرد آرامگاه با شكوهي براي وي بسازند . سلطان ايلخاني براي ساخت اين بنا تمام هنرمندان و صنعتگران و تجار زبده ايران را به شهر سلطانيه كوچ داد و براي اسكان آنها محل هايي در نظر گرفت . به بزرگان و در باريان نيز سفارش كرد كه به ساخت بناهايي در سلطانيه بپردازند . آنها نيز براي جلب توجه شاه ، در شهر ، محله هايي با عمارت‌هاي عالي بنا كردند ؛ ازجمله چلبي اوغلو و خواجه رشيد الدين فضل الله وزير كه براي خود محله و عمارت هايي ساختند . در سال 710 ه . ق كار ساختماني شهر به پايان رسيد و بعد از تبريزبه صورت بزرگترين شهر امپراتوري ايلخاني در آمد . الجايتو در سال 716 ه. ق ، بعد از يك بيماري نسبتاً طولاني در گذشت و با فوت او ، موقعيت سلطانيه نيز ساقط شد و با سقوط سلسله ايلخانان ، آخرين رمق سلطانيه كشيده شد . سلطانيه در سال 786 ه. ق در حمله تيمور لنگ غارت و چپاول شد و بسياري از ابينه آن ويران گشت و مردمانش كوچ كردند . در عهد ميران شاه – پسر تيمور – اين شهر دوباره مورد ويراني قر ار گرفت و سرانجام در نتيجه جنگي كه بين قرا يوسف و فرزند ميران شاه به نام ابوبكر رخ داد ، شهر سلطانيه به كلي موجوديت سياسي و اقتصادي خود را از دست داد و تبريز دوباره جاي آن را گرفت . در نوشته مورخان در خصوص بناي گنبد و ارگ سلطنتي مطالب در خور توجهي به جاي مانده است ابو القالسم كاشاني مورخ دو دهه نخست قرن هشتم ه.ق معاصر الجايتو – در اين مورد مي گويد : ( ابواب البرّي مشتمل بر چند مواضع عالي از مدارس و خانقا و دار الشفا و دارالحفاظ و غير هم تا نوزده عمارت بر عدد حروف )
حافظ ابرو ، اطلاعات دقيق تري از ارگ در اختيار ما گذاشته است : (‌سلطان الجايتو از براي مدفن خود در اندرون قلعه عمارتي ساخته است و آن را ابواب البر نام نهاد و گنبدي مثمن بزرگ عالي كه قطر آن شصت گز است ، در غايت تكلف و ارتفاع آن صدو بيست گز چنانچه در اقصي بلاد عالم مثل آن عمارتي نشان نمي -دهند . پنجره هاي آهن كوب بسيار كرده ؛ از آن جمله يك پنجره سي ارش طول در پانزده ارش عرض دارد و متصل آن گنبد چند عمارت عالي ساخته است . مسجد ي بتكلف و در الضيافه و دارلسياده و موقو فات بسيار بر آن وقف كرده و سرايي به جهت خاصه خود دراندرون قلعه ساخت . چنانچه صحن سرا را صد در صد نهاده اند و صفحه عالي بر مثال ايوان كسري و دوازده سراچه در حوالي آن متصل سرا از هر يك پنجره دري بصحن سراي بزرگ گشوده و صحن آن را از سنگ مر مر فرش انداخته وديوانخانه بزرگ كه دو هزار آدمي در آن بگنجند و آن را كرياسي نام كرده و غير اينها ذكر شد . پادشاه و امرا عمارت بسيار در اندرون قلعه كرده اند )
شمس الدين محمد بن محمود آملي – يكي از مدرسان مدارس سلطانيه در قرن هشتم ه. ق در كتاب « نفايس الفنون في عرايس العيون »‌ مي نويسد : «‌از آن جمله شهر سلطانيه كه در شهور سنه اربع و سبعمائه (704 ) بنياد نهاد و در مدت ده سال به مرتبه رسانيد كه از بلاد ربع مسكون معمور تر شد و در وسط سلطانيه قلعه اي بس عالي بمقدار شهري بنا فرمود و جهت مرقد خود گنبدي بس عالي باهشت منار بر سر آن ساخته و در حوالي آن خيره از جامع و خانقاه و مدارس و دار السياده كه هرگز مثل آن در جان نديده و نشنيده بفرمودو بسياري از املاك نفيسه بر آنجا وقف كرد . چنانچه حاصل آن در عهد دولت او بصد تومان مي رسد و چون اينجمله بتعليم و ارشاد وزير عالم عادل صاحب سعيد شهيد خواجه رشيد الدين طاب مثواه بود و نيابت توليت بدو داد و در انجا ده مدرس و بيست معيد و صد نفر از طلبه علم و بيست صوفي و دوازده حافظ و هشت موذن و چهار معلم تعيين فرمود . » از مجموع گفته مورخان مذكور چنين نتيجه گرفته مي شود كه بناهاي ارگ عبارت بودند از ابواب البّر (گنبدسلطانيه)، مدارس، خانقاه، دار الشفا، دارالضيافه، درالحفاظ، در السياه، مساجد، خوانق، دارالقرائه، دار الحديث و بناي كرياسي، سراهاي مخصوص و 12 سراچه ديگر و ديگر قسمت هايي كه در منابع نيامده است. امروز از تمام بناهاي ذكر شده تقريباً تنها گنبد سلطانيه باقي مانده و بقيه از بين رفته اند. اين گنبد از معماري بسيار كتكاملي برخورد ار است كه در اينجا به طور خلاصه بدان پرداخته مي شود.
زمين اين بنا طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقريبي 8 متر تشكيل شده كه معماران گنبد تنها شالوده اي كم عمق و كم عرض تهيه ببينند ؛ به طوري كه پي ها در اكثر بخش ها به غير از بخش شمالي ، از 50 يا 60 سانتي متر تجاوز نمي كند و همين پي نيز در محل درها و پنجره ها بريده شده است و اين حاكي از اطمينان و اعتمادو دانش معماران زمان دارد . با توجه به چاهي كه در كف بنا به عمق 9 متر كشف گرديده و هيچ علامتي از استفاده آن موجود نيست ، به نظر مي رسد كه هدف از كندن آن ، آزمايش مقاومت خاك جهت بر پا كردن بنايي با ارتفاع حدود 50 متر بوده است . بنا بر روي هشت ضلعي به خاطر الحاقات ديگر، دگرگون شده ؛ امّا در طبقات بالاتر كاملاً مشهود است . اين بنا 5/48 متر ارتفاع دارد و 60/25 متر قطر دهانه گنبد آن است عرض جزرها ، 87/6- به استثناي جزرهاي شمال غربي و شمال شرقي كه به عرض 40/12 متر است – و طول آنها از بيرون 17 و از داخل 60/8 متر است . اين جزر ها در درون علاوه بر راه پله ها داراي 8 ايوان مرتفع و نزديك به 500 اتاق و حجره هستند .
درباره ورودي هاي اصلي به فضاي داخلي، به خاطر وجود راه هاي متعدد، نظريه هاي مختلفي ابزار شده كه عمدتاً ايوان هاي شرقي و شمالي را به عنوان ورودي هاي اصلي معرفي كرده اند و وجود كتيبه هاي مفصل ايوان شرقي و كتيبه هاي به خط ثلث ايوان شمالي ، مؤيد اين نظر است . به نظر مي رسد در گذشته ، راه هاي ديگر با پنجره هاي آهني مسدود مي شده اند .
كف بناي گنبد سلطانيه با زير سازي آجر فرش و شفته آهك و روكش سنگ مرمر سفيد يا سنگ رخام فرش شده بوده است. با كاربردي، بالكن هاي هشتگانه اي هستند كه از ايوان پديد آمده اند و به نوبه خود داراي تزيينات زيبايي اعم از كايكاري مقرنس كاري ، تسمه كشي ، گچكاري و تلفيق آجر و كاشي و سر انجام كتيبه هاي متعدد هستند . اين ايوان ها كه رو به بيرون هستند ، هريك به طور متقارن به سه واحد طاق و تويزه تبديل شده و آرايش سقف آنها زيباترين و جذابترين تزيينات هنر گچبري ايران است . راه پله ها از طبقه اول شروع مي شود و تا بالاي مناره ها ادامه پيدا مي كند . دسترسي به پشت بام نيز از طريق همين راه پله هاست . طبقه سوم ( پشت بام ) در 80/ 27 متري سطح زمين واقع و پايه اي براي گنبد عظيم و مناره هاي هشتگانه آن است . گنبد سلطانيه به گونه اي كاملاً خاص و ابتكاري با طرح جناغي بنا شده است . اين گنبد از نوع دو پوشه پيوسته است ؛‌ به طوري كه دو پوسته به موازات همديگر قرار گرفته اند . اين گنبد با قطر دهانه 60/25 متر ، بزرگترين گنبد معماري اسلامي ايران است و بدون هيچ گونه پشت بند ، سر منار يا شانه اي ساخته شده است . ضخامت پوش گنبد از پايه به طرف نوك گنبد كاهش مي يابد كه ضرورتي ناشي از سبكي و استحكام بوده است . پا طاق گنبد از بيرون 40/1 و ارتفاع گنبد ، 19 متر است كه در بيرون با كاشي هاي زيباي فيروزه اي پوشش يافته است . اين پوشش امروز توسط سازمان ميراپ فرهنگي تعمير و تجديد شده است پرفوسور پيروسن پائولزي معتقد است كه سيستم دو جداره بودن گنبد با دو قشر موازي و مجزا كه صرفاًبا پشت بند هاي آجري بين خود و به هم مربوط هستند و فرم واحدي را شامل مي شوند از خصوصيات منحصر به فرد گنبد سلطانيه است و قبل از آن سابقه اي نداشته است . از اين جهت ، وي عقيده دارد كه طرح گنبد كاتدرال سانتاماريا دلفويوره – كليساي اعظم مريم مقدس در فلورانس كه يك صد سال پس از گنبد سلطانيه توسط برونلسكي و گيبرتي صورت گرفت ، به تقليد از گنبد و استحكام جزرهاي تكيه گاه ، سبب كاهش نيروهاي رانشي آن شده و لزوم ساختن مناره هاي بلند را منتفي ساخته است . علي رغم اين حقيقت ، جهت زيبايي و شكيل بودن بنا ، هشت مناره نسبتاً كوچك در اضلاع هشتگانه ، بنا كرده اند كه متاسفانه بخش عمده آنها ويران شده است . اين مناره ها در هشت زاويه ساختمان به ارتفاع بيش از 3 متر با پوششي از كاشي هاي فيروزه اي و كبود لاجوردي رنگ برروي يك پايه آجري هشت ضلعي به ارتفاع 10/2 بر پا شده و از آن راه پله هاي جهت دسترسي به طبقات پايين و برون از مناره تعبيه گرديده است . از پديده هاي جالب اين بنا ، نحوه ارتباطات در طبقات است كه با منطقي ترين روش توسط راه پله هايي اجرا شده است . در سطح همكف بنا ، چهار واحدراه پله تعبيه گرديده است . راه پله هاي جزرهاي شمال شرقي و شمال غربي كه در جوار ورودي هاي اصلي اند ، طبقه همكف را به ترتيب به كليه طبقات متصل مي كنند . دو راه پله ديگر كه يكي از آنها كاملاً منهدم شده است ، طبقه همكف را به طبقه دوم متصل مي سازند . اين راه پله ها به صورت مارپيچي ساخته شده اند . در منتهي اليه هر راه پله در طبقه دوم ، تراس نسبتاً بزرگي تعبيه شده كه پوشش گنبدي شكل دارد . در طبقات بالاتر راه پله هاي بيشتري ديده مي شود كه حالت اختصاصي تري دارند . در كل 8 واحد راه پله در اين بنا وجو دارد.

بناي گنبد سلطانيه از نظر تزيينات يكي از موفقترين نمونه هاي معماري اسلامي ايران به شمار مي رود . عوامل مختلف تزييني بناي گنبد سلطانيه عبارتند از 1- تزيينات آجري 2- تزيينات گچبري 3- كتيبه ها 4- كاشيكاري . 5- تزيينات رنگ و نقاشي . 6- تزيينات سنگي . 7- تزيينات چوبي
در اين بنا از، تزيين آجري به سه صورت : آجرهاي قالبي، آجرهاي كنده كاري و تلفيق آجر و كاشي استفاده شده است. آجر قالبي در چهار ايوان جنوبي، شرقي، شمال شرقي و شمال غربي به كار گرفته شده و شامل نقوش هندسي ، گياهي گاه به همراه كتيبه هايي است . آجر هاي كنده كاري شده فقط در دوايوان ، در دو جبهه شرقي و جنوبي استفاده شده و روش تزيين آنها آلت و لغت است . آلت اين تزيينات را آجرهاي كنده كاري شده تشكيل داده اند خط بند آجرهاي آلت به طور موزون ،مساوي و موازي كنده شده و با اجراي آن ، صورت نقوش با دقت تمام پديدآمده است . كاشي فيروزه اي نيز در اين سبك ، تزيينات لغت آن را تشكيل مي دهد بخش ديگري از تزيينات آجري را كلمات و كتيبه هاي آجري تشكيل داده است . همچنين در دو ايوان ضلع شرقي و غربي طبقه اول ، مقرنس كاري آجري با تلفيق آجر نخودي و قرمز اجرا شده است . تزيين آجر با تلفيق كاشي در اين بنا در حد عالي است كه عمده آنها متعلق به دوره اول تزيينات ساختمان است كه همزمان با پيشرفت فيزيكي بنا با مهارت خاصي اجرا شده اند . اين نو ع تزيين در طبقه اول ، در تمام ايوان -هاي هشتگانه ديده مي شود كه در ايوان هاي جنوب غربي و شمال غربي در دوره دوم تزيين با كاشي هاي شش گوش پوشيده شده است و تزيين ايوان شرقي را نيز اندودي از گچ پوشانده است . اين نوع تزيين ، هم به صورت نقوش تزييني و هم درقالب حروف و عبارات اجرا شده است.
از ديگر عوامل تزييني در گنبد سلطانيه، گچ است كه به وفور در نماي داخلي و خارجي بنا به كار رفته است. گچ در اينجا به صورت زنده و پخته و زماني به حالت مرده و خام در پشت بند كاشي ها، ملاط آجرها، گچبري ها، كتيبه هات و تزيينات قالبي و استامپي در ابعاد مختلف به خدمت گرفته شده است . اين نوع تزيين دركنار تنوع و گستردگي ، از تكنيك و هنر بسيار بالايي در اين بنا برخورد دار و شايسته مطالعه و تحقيقات گسترده تر است .
تزيينات كاشيكاري نيز در اين بنا از جايگاه ويژه اي برخوردار است . نماي اصلي گنبد ، منارهاي هشتگانه گيلويي بالايي ايوان هاي هشتگانه در طبقه دوم پشت بغل قوس هاي 24 گانه مزبور و حاشيه هاي تزييني آنها ، جذابترين نوع كاشيكاري را به نمايش مي گذارد كه گاه با كتيبه هايي همراه است . در نماي داخل ، دو لايه تزييني با كاشي مشخص است . دوره اول به سبك معرق در رنگ هاي آبي تيره، سبز روشن و مشكي ، سفيد و زرد ، با طرح هاي هندسي پيچيده شبيه به اسليمي زاويه دار و تركيباتي از نقوش ستاره اي است كه در دوره دوم تزييناتي بنا ، گچ اندود شده اند . در سطح قوس در طبقه اول با استفاده از كاشي تزيين شده است . در سطح قوس در طبقه اول با استفاده از كاشي تزيين شده است . در سطح قوس در طبقه دوم ايوان هاي شمال شرقي و شرقي و شمال و جنوب غربي نيز كاشيكاري زيبايي به سبك معرق با استفاده از كاشيكاري زيبايي به سبك معرق با استفاده از كاشي هاي آبي سفيد ، سبز و زرد رنگ اجرا شده است .
در تزيينات گنبد سلطانيه كتيبه نويسي نيز همانند ساير پديده هاي هنري يكي از بدايع بي بديل هنر خطاطي در معماري اسلامي ايران است. كتيبه هاي دوره نخست تزيينات – به استثناي چند مورد – عموماً به خط كوفي زيبا و به سبك معقل ،شجر، توشيح و مورق و كتيبه هاي دوره دوم به خط جلي ثلث و انواع خطوط كوفي ، محقق ، ريحان و نسخ نوشته شده است . كتيبه هاي ايوان هاي غربي ، اززيباترين خطوط اين بناي تاريخي است كه از نظر فضا سازي و ايجاد عظمت در بنا – به لحاظ عمود بودن كلمات – اهميت بسزايي دارد . از نظر تاريخي ، يكي از منابع موثق در تاريخ گذاري تزيينات لايه دوم ، درج اسم «خواجه تلج الدين علي شاه »است كه انتساب اين لايه تزييني را به دوره بعد از ايلخاني نفي مي سازد . طولاني ترين تيبه اين بنا نوشته اي در ارتفاع 90/3 متري كف بنا ست كه باعرض 75 سانتي متر دورتا دور بنا چرخيده است . اين كتيبه به رنگ اخرايي در زمينه كرم است و حدود كلمات كه اندكي برجسته است، با رنگ آبي سير قلم گيري شده و اعراب بعضي از حروف مشخص گرديده است . كتيبه بزرگ ديگري در پا طاق گنبد به رنگ سفيد در زمينه آبي روشن به خط ثلث و مشتمل بر آيات قرآني نوشته شده است. در ديوان هاي هشتگانه نيز در هشت كتيبه به خط ثلث، احاديث نبوي نوشته شده است. در سطح قوس ايوان شرقي طبقه دوم كتيبه اي از آجرهاي پيش بر بر زمينه كاشي معرق وجود دارد كه متن آن، آيات قرآني است و در آخر عبارت «الهم صل علي نبي شفيع المه في سنه اثنين سبعمائه » نوشته شده است. علاوه بر كتيبه هاي متعدد مشتمل بر آيات قرآني، احاديث نبوي و اسماء جلاله و مقدسه كه در بخش هاي مختلف بنا درج شده، در سطح جرز ايوان هاي جنوب شرقي و غربي نيز در لابه لاي نقوش تزييني، نا م علي عليه السلام به طورمكرر به خط ثلث و در گرداگرد آن، كلمات ابوبكر، عمر، عثمان، علي (ع)، حسن (ع) و حسين(ع) مرتباً تكرار شده است. وجود اسامي خلفاي راشدين، انتساب اين نقوش را به دوره صفوي مردود مي سازند. در طبقه اول ايوان شمال غربي نيز عبارت «السلطان محمد الجايتو » با خط آبي گچ چندين بار تكرار شده است. در خصوص دلايل وجودي دو لايه تزييني در بنا، نظريات مختلفي ابراز شده است. برخي عقيده دارند لايه اول به قصد انتقال ابدان مطهر حضرت علي عليه السلام و امام حسين عليه السلام صورت گرفته كه پس از انصراف از اين كار، لايه تزييني دوم – كه بيشتر نشانه مذهب تسنن است – برروي لايه اول اجرا گرديده است. عقيده ديگر اين است كه بناهاتي ارگ سلطانيه ابتدا با نظارت خواجه سعد الدين و سپس خواجه رشيد الدين فضل اله ساخته و پرداخته شده كه پس از قتل خواجه سعد الدين در سال 711 ه. ق و سپس خانه نشين وكشته شد و خواجه رشيد الدين و قبضه شدن دار لحكومه توسط تاج الدين علي شاه وي، آثار نامبردگان را از بين برده است؛ چنان كه دستور داده محله رشيدیه را نيز غارت كرده اند. نظريه سومي كه مطرح است، تغيير مذهب الجايتو از تشيع به تسنن است.
در طبقه همكف بناي گنبد سلطانيه تربتخانه با سردابي در زير قرار دارد. تربت خانه از داخل مستطيل شكل به طول 60/17 و عرض 80/7 متر است . در اضلاع شمالي و جنوبي اين فضا ، رواقي به عرض 160 سانتي متر و ارتفاع 3 متر به طور متقارن ايجاد گرديده است . با خالي كردن جرز جنوبي، در قرينه ايوان ،محرابي تعبيه كرده اند . ضلع جنوبي تربتخانه از نظر نما از حالت گو نيايي خارج گرديده و بدين خاطر در طرف غربي در ، در قناسي موجود ، اتاقي ساخته اند . پوشش سقف تربتخانه از سه واحد طاق و تويزه ساخته شده كه قطر طاق وسطي ، بزرگتر و به طول 9 متر است . در ارتفاع 20/3 متري كف تربتخانه ، كتيبه زيبايي به دو قلم ريز به خط كوفي مشجر و قلم درشت و به خط ثلث و مشتمل بر آيات قرآني نوشته شده است . در قسمت هاي مختلف نيز از كاشيكاري براي تزيين فضا استفاده شده است . در قسمت هاي مختلف نيز از كاشيكاري براي تزيين فضا استفاده شده است . حد فاصل فضاي تربتخانه و محوطه زير گنبد پنجره بزرگ و زيبايي قرار داشته كه مورخان تو صيفاتي از آن به عمل آورده اند . در ايوان ضلع جنوبي تربتخانه ، ورودي سردابه قرار دارد . طرح معماري سردابه كه محل دفن شاهان ايلخاني بوده ، بسيار پيچيده و داراي فضاهاي متعدد است كه با توجه به فقدان سابقه آن در معماري آرامگاهي ايران به نظر مي رسد از عقايد و آيين هاي مغولي – بودايي نشأت گرفته باشد . در جوار گنبد سلطانيه و چسبيده بدان ، بنا هاي ديگر ي بوده كه با گذشت زمان ويران گشته و امروز ه تنها آثار جزئي آنها از طريق حفريات باستان گشته و امروز تنها آثارجزئي آنها از طريق حفريات باستان شناسي مشخص گرديده است .
سلطانيه در متون تاریخی
سلطانيه با ارتفاعي نزديك به 2000 متر از سطح دريا تقريباً در 36 كيلومتري شهرستان زنجان و با فاصله چهار كيلومتري از جاده قزوين زنجان در دشت سلطانيه و در كنار چمن سلطانيه واقع شده است .سلطانيه كه تا چند دهه اخير قريه كوچك و كم اعتباري به حساب مي آمد، اكنون در حال گسترش بوده و شهرت خود را در اشتهار گنبد سلطانيه جستجو مي كند .
دشت وسيع سلطانيه كه از دامنه كوههاي شمالي منطقه آغاز و تا اولين رشته كوههاي جنوبي منطقه ادامه پيدا مي كند ، تقريباً در نقطه مركزي ، چمن سلطانيه را كه همانند تخته فرش تنيده از ابريشم است ، در آغوش كشيده است. طبق نوشته اكثر مورخين از جمله حمدالله مستوفي ، حافظ ابرو ، شمسالدين محمدآملي،وصاف و .... منطقه سلطانيه و بالاخص چمن سلطانيه در دوره ايلخانان مغول تا زمان سلطان ابوسعيد به قنقراولانگ معروف بوده است . حافظ ابرو در ذيل عنوان « ذكر عمارت شهر سلطانيه و بناي قلعه » از اين چمن صحبت به ميان آورده و مي گويد : يك روز سلطان اولجايتو نشسته بود و امرا و اركان دولت حاضر بودند . فرمود يك روز پيش پدر خود پادشاه ارغون كه از پادشاهان گيتي به دادو عدل و دانش ممتاز بود حاضر بودم او را داعيه عمارت سلطانيه بر خاطر خطور كرده بود و فرمود همچنان كه من پادشاه جهانم مي خواهم شهري بنا كنم كه آن شاه بلاد بود اين بود جماعتي كه حاظر بودند بس مواضع نام بردند و هر يك از آنچه از عيب و هنر دانسستند باز نمودند آخرالامر موضع قنقر اولانگ (قنقور اولونك) كه ييلاقي بهغايت متنزه است و قراي بسيار در حوالي آن و مرغزارهاي خوب و هواي خوش و سردسير و گرمسير نزديك و علفخوار بسيار ...
با توجه به سخن حافظ ابرو و ديگر مورخان قديم مي توان گفت كه در چرخه نام اين محل در طول تاريخ - قنقراولانگ آخرين نام براي منطقه تامتداول شده كلمه «سلطانيه » است .بدين ترتيب كه اولانگ نام اصلي منطقه بوده و قنقور پيشوند كلمه است. بعضي از محققين معتقدند كه كلمه قنقور نام قبيله اي از مغولان بوده كه در منطقه سلطانيه كنوني به علت وجود مراتع و مرغزارهاي سبز و خرم ساكن شده بودند اين پندار تا حدي قابل قبول است ، زيرا چمن سلطانيه با خصوصيات ويژه خود مي تواند هر گله دار يا صاحب اغنام و احشام را به وسوسه بياندازد بديهي است اين وسوسه به راحتي مي توانست در جان مغول صحرا گرد و گله دار وثوق كرده و باعث شود كه قبيله اي از آن قوم در اين حوالي ساكن شود. كلمه اولانگ بر اساس نوشته بعضي از نويسندگان تاريخ مغول به معني چمن است . بنابراين كل كلمه قنقوراولانگ تعلق جمن سلطانيه را به طايفه اي از مغول مي رساند همچنين برخي از مورخين بر آنند كه كلمه قنقور به معني شاهين است (كوه شيخ سرو ) در جنوب قريه اولنگ كه تقريباً در شش كيلومتري جنوب غربي سلطانيه واقع است و علفزارهاي آن اكنون تعلق به قريه ارجين دارد مي توان گفت كه قنقور ترجمه كلمه شاهين به زبان مغولي است اين كوه اكنون اميدگاه نزول باران ساكنين اطراف به حساب مي آيد و اهالي در مواقع خشكسالي به بالاي آن رفته و جهت برآورده شده حاجت خود گوسفند قرباني مي كنند . پس از آنكه پايتخي شهر سلطانيه مسلم شد ، منطقه قنقراولانگ هم نام خود را با نام صحراي سلطانيه عوض كرد حافظ ابرو در ذيل جامع التواريخ رشيدي در شرح به سلطنت رسيدن ابوسعيد مي گويد :هيچ كس را بر وليعهدي شهزاده ابوسعيد تخلفي و انكاري نبود و جمله بر سلطنت او متفق و يك كلمه بودند و در صحراي سلطانيه موضعي مناسن آن قوريلتاي اختيار كرد . به نظر مي رسد كه صحراي سلطانيه يا بخشي از آن در اواخر سلطنت ایلخانان به نام قورق سلطانيه خوانده مي شود: امير عادل همه كاره سلطان حسين پس از قتل سلطان حسين به دست سلطان احمد چون وقايع اتفاق افتاده را مخالف رأي خويش ديد ، ترك محل نموده ( در حوالي مرند ) از راه ديه خارقان و مراقع متوجه ولايت جغاتو شد و قلعه صار و قورغان و كراوتو را مضبوط گردانيد و به سلطانيه آمد و در قورق سلطانيه بنشست ...
دشت سلطانيه به استناد مدارك باستانشناسي خواستگاه استقرارهاي مختلفي از هزاره هاي پيش از تاريخ به بعد است ، سرچشمه رودخانه هاي زنجانرودوابهر رود مي باشد ، اين دو رودخانه پس از قدرت گرفتن از آبهاي تحت الارضي چمن سلطانيه در طول مسير و كنار شاخه هاي فرعي خود به نوعي باعث پديد آمدن و قوام استقرارهاي مختلفي شده اند.
شناسنامه تاريخي سلطانيه
چمن سلطانيه (قنقوراولانگ ) همانطور كه پادشاهان و سرداران مغول را شيفته خود كرده بود طبعاً از گذشته هاي دور نيز مورد توجه اقوام مختلف قرار داشته است . علاوه بر روايات تاريخي ، موقعيت محل هم بر اين ادعا مهر تأييد مي زندهيچ خردمندي با ديدن چمن دل انگيز سلطانيه نمي تواند انكار كند كه پيش از مغولان اين جايگاه مورد توجه بوده است به اين ترتيب از دو راه مي توان به توضيح و تبيين اين موضوع پرداخت .
نخست از راه شواهد باستانشناسي
دوم از راه تأمل و دقت در متون تاريخي
از راه شواهد باستانشناسي به صراحت مي توان گفت كه دشت سلطانيه حداقل از هزاره پنجم ق.م مورد توجه اقوام مختلف بوده است . وجود سفالهاي نخودي رنگ منقوش باطرحهاي هندسي به رنگ سياه و همچنين سفالهاي هزارچهارموسفالهاي خاكستري رنگ هزاره اول قبل از ميلاد در جنوب شرقي شهر قديم سلطانيه ( اطراف تپه نور ) مؤيد اين مطلب است سفالهاي خاكستري رنگ نقاط مختلف دشت سلطانيه از آن نظر كه خط سير تاريخي اين تمدن و خصوصاً گسترش آن را روشن مي سازد از اهميت ويژه اي برخوردار است .
بنا بر گفته شاردن: بسياري از نويسندگان و محققين معاصر اروپايي مدعي هستند كه سلطانيه روي بقاياي تيگرانا كرت (تيگرانا كرتوس ) ساخته شده است اما وي اين اظهار نظر را به استناد سخنان تاسيت مورخ معروف رد مي كند و معتقد است كه تيگراناكرت در كنار دجله به فاصله 25 فرسخي نينوا بوده است .
البته ظاهرا نظر شاردن در مورد رد بقاياي تيگراناكرت در محدوده شهر سلطانيه به لحاظ آنكه تاكنون كوچكترين اثر پارتي در محدوده جغرافيايي شهر مذكور يافت نشده است شايد درست باشد . بااندكي بررسي و تفحص در محدوده شهر قديم سلطانيه مي توان قطعات متعددي از سفالهاي نفيس سلجوقي از نوع استامپي و افزوده را كه شباهت كامل به سفالهاي ري و اصطخر دارند مشاهده كرد.اين سفالها در كنار سفالهاي قرن هفتم تاريخچه اي از تداوم استقراراز چند قرن قبل از پايتخت شدن سلطانيه را مدلل مي سازد. با توجه به مطالب مندرج در كتب جامع التواريخ،تاريخ مبارك غازاني چنين استنباط مي شود كه در كنار شهر سلطانيه و قبل از احداث آن شهري با نام شروياز وجود داشته و مورد توجه بوده است .اولين بار نام شروياز در كتاب جامع التواريخ نوشته رشيدالدين فضل الله آمده است:
چون ارغون خان به كار عمارت عظيم مايل بود و در موضع شم تبريز شهري معظم بنياد نهاد و در آنجاخانه هاي عالي را اساس افكند ، فرمود كه هر كه آفريده كه خواهد شد ، در آنجا خانه سازد و كهريزي جاري گرداند و آن را ارغونيه نام نهاد و در شروياز نيز شهري بزرگ بنا نهاد و اموال بسيار در ان عمارت صرف شد و به اتمام نرسيد...
بنا بر روايت كتاب تاريخ مبارك غازاني شهر شروياز در عهدغازان پسرارغون خان هنوز برقرار بوده است . با تولد شهر سلطانيه بديهي است كه رونق شروياز تحت تأثير پايتخت ايلخانان قرار گرفت ، ولي اين تأثير بدان حد نيست كه باعث فراموشي ان شود .
در زمان ابوسعيد جانشين سلطان محمد خدابنده شروياز در كنار شهر سلطانيه از موقعيت و اعتبار خاصي برخوردار مي شود ، چنانكه ابوسعيد طبق سنت برقرار شده ازعهد غازان خان (كه هر پادشاه در زمان حيات خود آرامگاه خويش را بنيان مي نهاد) شروياز را براي احداث بناي آرامگاه انتخاب مي كند.
با توجه به مطالب مذکورمي توان گفت كه از ابتداي حكومت ايلخانان در ايران قنقوراولانگ موردتوجه بوده است . نهايت اين توجهانتخاب اين مكان به عنوان پايتخت بوده است .بديهي است تا انتخاب نهايي قنقوراولانگ جهت احداث پايتخت شهر شروياز از عنايات ايلخانان و امراي مغول بهره مند مي شده است پرواضح است كه پس از رونق سلطانيه ديگر سخني از شهر شروياز تا زمان حكومت ابوسعيد به ميان نيامد.استنباط نهايي اينست كه اين شهر اندك اندك با گسترش شهر سلطانيه به صورت يكي از محلات پايتخت در آمده است .
ساختمان شهر سلطانيه
از زمان هلاكو به بعد قوم مغول عميقاً و ناخودآگاه تحت تأثير تمدن عالي ايران قرار مي گيرد.از اين زمان است كه مغولان در مي يابند كه ديگر نمي توان چون سنوات گذشته چادر نشين بود و از اين سو به آن سو كوچ كرد.از زمان هلاكو كه ايرانيان به طور مستقيم و غير مستقيم دستگاه حكومتي را هدايت مي كردند ، ايلخانان مغول را به مرمت خرابيها كه در نتيجه حمله مغول حادث شده بود و همچنين ايجاد شهرهاي بزرگتر ترغيب نمودند.شروع زدودن آثار ويراني قوم مغول از رمان هلاكو آغاز مي شود ازدستورات اوليه اين خان مغول كه مؤسس سلسله ايلخانان است مرمت خرابيهاي شهر خبوشان (قوچان) است .
روند تكاملي تجديد حيات معماري و شهر سازي ايران كه سرآغاز آن از زمان هلاكو شروع شده بود، در زمان نوه او يعني ارغون جنبه اي حقيقي پيدا مي كند. چنان كه وي دستور مي دهد كه در تبريز شهر ارغونيه (شم) و در قنقور اولانگ شهر جديدي ساخته شود. اگر چه ساخت و ساز اين دو شهر در زمان وي به پايان نمي رسد ولي پايه هاي اين دو شهر بزرگ ريخته مي شود و يكي پس از ديگري پايتخت ايلخانان بعد از وي مي گردد. از آثار باقي مانده چنين استنباط مي شود كه ساخت سازهاي ايلخاني تحت ضوابطي ثابت احداث مي شده است. چنانكه يكي از آثار متعدد رشيد الدين شامل كتابي بود تحت عنوان ًكتاب الاحيا و الاثارکه فصل21 كتاب مربوط به قوانيني است كه در ساختمان خانه و ابنيه مقدسه و قلعه و هر نوع ساختمان ديگر بايد پيروي شود.فصل 20 كتاب هم حاوي اطلاعات مربوط به ساختمان مقابر است. به طور كلي هسته مركزي توسعه معماري و شهرسازي ايلخاني را بايد در معماري آثار باستاني مختلف ايران مخصوصاً در مركز و جنوب ايران جستجو نمود . معماران آن دوران با خلق ويژگيهاي برجسته،اين دوره را از ادوار قبل از خود را مشخص مي سازد . ابولقاسم عبدالله بن محمد كاشاني مورخ قرن هشتم و معاصر سلطان محمد مي گويد:
معمار اين شهر معمور و عمارت مشهور دستور معظم صاحب اعظم والي السيف والقلم عليشاه تبريزي عز نصره است
حداقل نتيجه حاصل ازاين روایتاين است كه تاج الدين عليشاه يكي از وزراي سلطان محمد از مقطعي معماري شهر يا به عبارت ديگر كيفيت شهر سازي سلطانيه را زير نظر داشته است و چون وزارت وي بعد از قتل خواجه رشيدالدين فضل الله درزمان ابوسعيد بدون رقيب ادامه يافته است ، احتمالاً معماري شهر را همچنان در زمان سلطنت ابوسعيد زير نظر داشته است . تصور اين كه اساس شهري را يكباره وبدون توجه به سير منطقي وتحول تاريخي آن بنيان نهادبعيد به نظر مي رسد ،زيرا پديدار شدن يك شهر در منطقه اي خاص مستلزم فرهنگي مستمر و پويا ست كه از هر نظر با جغرافياي طبيعي و سياسي منطقه،خوي سازگاري داشته باشد . به عبارت ديگر سير منطقي و تحول تاريخي يك استقرار ساده در طي زمان منجر به پديدار شدن يك شهر با پشتوانه فرهنگي مشخص مي شود . اين پشتوانه فرهنگي مجموعه شرايطي است كه در طول تاريخ حيات يك شهر يعني از استقرار ساده تا فرم نهايي در كنار يكديگر قرار گرفته اند.
بنابر گفته حافظ ابرو دستور ساخت اين قلعه را ارغون داده است. وي مي گويد:
بناي قلعه آن از سنگ تراشده اشارت فرمود.
بر اساس اين روايت حداقل بخشي از اين قلعه در زمان ارغون شاه ساخته شده و نهايت اينكه الجايتو آنرا به اتمام رسانده است .
ديوار قلعه را از سنگ تراشيده كرده اند بر سر ديوار آن چهار سوار پهلوي يكديگر توانند راند قلعه مربع نهاده اند طول و عرض مساوي هر ديواري بهگز شرع پانصد گز چنانكه دو هزار گز دور آن باشد و يك دروازه و شانزده برج دارد .
اين قلعه به منزله كهن دژ شهر بخش حكومتي و محل سكونت ايلخان و نزديكان وي و ارگانهاي دولتي به حساب مي آمده است .بخشي از حصار ارگ را كرپرتر (بين سالهاي1820-1871م ) ترسيم كرده و تقريباً ارتفاع تقريبي حصار را به نمايش گذاشته است. بنا بر اظهار بارتولد آنچه كرپرتر ترسيم كرده است فقط قسمت كمي از بارو و برج باقيمانده در شمال غربي ارگ است .
سلطان محمد خدابنده از سال 704 يا 705 هجري به بعد در داخل قلعه سلطانيه يا كهن دژ شهر سلطانيه كه هر طرف آن 500 گز طول داشته است ، عمارات متعددي ساخته بود . معدودي از اين ساختمانها را مورخين ذكر كرده اند . ابولقاسم كاشاني مورخ دو دهه نخست قرن هشتم هجري ( معاصر اولجايتو ) در اين مورد مي گويد : ابواب البري مشتمل بر چند مواضع عالي از مدارس و خانقاه و دارالشفاء و دارالضيافه و دارالحفاظ و غير هم تا نوزده عمارت بر عدد حروف .
حافظ ابرو اطلاعات دقيق تري از ساختمانهاي ارگ در اختيار گذاشته وي مي گويد:
سلطان محمد اولجايتو از براي مدفن خود در اندرون قلعه عمارتي ساخته است و آنرا ابواب البر نام نهاده و گنبدي بزرگ عالي كه قطر آن 60 گز است در غايت تكلف و ارتفاع آن صدوبيست گز.
يافته هاي دهه 1350 با برج و بارو ترسيمي كريرتر هم سنگي دارد . سنگهاي سبز بكاررفته در نماي خارجي برج و بارو در قواره هاي مختلف و دو تيشه بوده و پنجه ديوار از سنگ تراش است ولي ارتفاع سنگها در خط رديف برابر هستند . ارتفاع رديفها از يك اندازه مشخص تبعيت نمي كند.
كوچك ترين سنگ بكار رفته در حصار قلعه كه در ضلع جنوبي ارگ يا قلعه سلطانيه قابل رؤيت است پنج سانتيمتر عرض و 55 سانتيمتر ارتفاع دارد . و بزرگترين سنگ 130 سانتيمتر عرض و 63 سانتيمتر ارتفاع دارد .اين برج و بارو داراي پنجه اي در كف و در ناحيه مماس با سطح زمين كه 5/35 سانتيمتر ارتفاع آن است.
متاسفانه از پهناي حقيقي برج بارو اطلاعي در دست نيست. اين حصار يا برج و بارو اكنون از داخل قلعه فاقدنما سازي است. از رديف سنگهاي در حال حاضر با احتساب پنجه حصار هشت رديف قابل شمارش است كه ارتفاعي در حدود 440 سانتيمتر را شامل مي شود.

 


رختشويخانه زنجان
 این بنا در بافت قدیمی شهر زنجان، حد فاصل خیابان سعدی و داوود قلی، در کوچک فرهنگ واقع گردیده و یکی از بناهای جالب توجه و عام المنفعه زنجان به شمار می آید که در سال 1345 ه . ق توسط دو برادر به نام های مشهدی اکبر (معمار) و مشهدی اسماعیل (بنا) ساخته شده است . این بنا جنبه عام المنفعه داشته و بدون دریافت پولی در تمام مدت شب و روز در اختیار شهروندان بوده است (البته مبلغ کمی توسط سرایدار به عنوان حق سرايداري گرفته می شده است). سرپرست رختشویخانه توسط رئيس بلدیه گمارده می شد. بنای رختشویخانه زنجان شامل قسمت های، محل سکونت سرایدار، حیاط، مخزن آب و فضای شستشو می باشد.حياط بنا به ابعاد 23*12 متر درختکاری شده و در جبهه شمالي آن واحد مسکونی کوچکی به مساحت حدود 60 متر، جهت اقامت سرايدار ساخته شده است . نقشه و نمای این واحد به سبک سنتي است. مخزن آب در منتهی الیه سمت شمالی مجموعه و مشرف به سالن شستشو قرار دارد. این بخش فضايی است به طول17، عرض 5/11 و ارتفاع 8 متر که با سه واحد پوشش طاق و تویزه برروي جرزها و ديوارها سقف شده است. سطوح داخلی بنا تا ارتفاع 4 متري، داراي اندود ساروجی است و به نظر می رسد بنا می توانسته تا اين ارتفاع با آب پر شود که در آن صورت مخزن گنجایش حدود740 متر مكعب. قسمتی از این مخزن به فضايی شبيه تراس كه مشرف به محل شستشو (جهت اشراف کامل مدیریت بر اعمال استفاده كنندگان ) مي باشد، اختصاص یافته است .
فضاي شستشو به ابعاد7/13*63 متر از ساخت و طراحی جالبي برخوردار است. پوشش طاق و تویزه این بنا در میانه بر روی يک ردیف ستون سنگی 11 تایی و در کناره ها بر روی جرزها و دیوارها قرار گرفته است. ستون ها از یکدیگر 70/5 متر فاصله دارند و ارتفاع قابل مشاهده آنها 70/2 متر است. بر روی این ستون ها پایه ای مربع از آجر ساخته شده و پاطاق پوشش بنا بر آن قرار گرفته است. در فضای میانی طاق های بالای ستون ها، گنبد های عرقچینی نهاده و در هر کدام از آنها 5 روزنه نورگیر تعبیه کرده اند . نورگیرهای دیگری در دیوارها تعبیه شده است. در این فضا برای شستشوی رخت ها و دیگر وسایل حوضچه های سنگی متعددی ساخته شده که از طریق مجاری آب از مخزن اصلی تغذیه می شوند و فاضلاب حاصل نیز از طریق کانالی که در زیر پاشویه ها قرار دارد (به عرض و ارتفاع 110*60 سانتی متر)، به بیرون بنا منتقل می شود. مجاری آب، حوضچه ها و پاشویه ها از سنگ های تراشیده ساخته شده است .
مصالح مورد استفاده در بنا آجر و سنگ است. سنگ استفاده شده در اینجا از معادن سنگ روستای اژدهاتو استخراج شده و پس از حجاری به این محل منتقل شده است. آب مورد نياز رختشویخانه نیز از قنات قلعچه حاجی میربهاءالدین تامین می شده است . این بنا در دوره اخیر تعمیر و مرمت شده و به شماره 1747 به ثبت تاريخي رسیده است و به عنوان موزه مردم شناسی مورد استفاده قرار می گیرد .

 


بازار زنجان در استان زنجان:
بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار آغاز و در سال ۱۲۱۳ در زمان فتحعلی شاه قاجار خاتمه یافته و مساجد و سراها و گرمابه ها در سال ۱۳۲۴ به آن اضافه شده است. مجموعه بازار قدیمی به صورت یک خط مستقیم به عنوان بازار بالا و پایین به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شده است. گستردگی جغرافیایی بازار زنجان و تنوع راسته ها، تعدد سراها و کاوانسراهای درون شهری در راسته های فرعی که هر کدام به نامی و به فعالیتی خاص اختصاص یافته و وجود مساجد فراوان گویای پویایی این مجموعه در طول زمان های گذشته و شرایط حاکم بوده است. این بازار که طویل ترین بازار ایران می باشد از سوی غرب و شرق گسترده شده و بدین لحاظ بازار پائین و بازار بالا تقسیم و نام گذاری شده است.
تاریخچه:
ساخت بازار زنجان در سال ۱۲۰۵ قمری در دوران حکومت آقا محمد خان قاجار آغاز و به سال ۱۲۱۳ هجری قمری مقارن حکومت فتحعلی شاه قاجار پایان گرفته است. در دوره های بعد به بنای بازار زنجان از جمله ساخت چندین سرا، مسجد، گرمابه اضافه شده است .
راسته ها:
بازار زنجان از نظر تولید و نوع فعالیت به هشت راسته تقسیم می شود از جمله راسته زرگر ها، کفاش ها، بزاز ها، سراج ها و چند راسته دیگر. از کاروانسراهای این مجموعه که در قدیم نقش مؤثری در عرضه کالاها ایفا می نموده است، سرا یا کاروانسرای حاج علی قلی و سرای حاج کربلایی علی را می توان نام برد .
فنون معماری و سبک:
تکنیک های معماری و سبک ها و شیوه های تزئینی دوران قاجار در راسته ها، حجره ها، چهار سوق ها، مساجد، سراها و کاروانسراهای درون شهری، گرمابه ها به شکل زیبا اجرا شده است. این فنون عبارتند از: کاربرد انواع طاق و قوس های هلالی ، جناغی و ضربی  و گهواره ای خاصه در راسته های اصلی و فرعی، مزین به آجر چینی هایی با طرح های مختلف هندسی خفته، راسته، و حصیری، و بکارگیری آجر و کاشی به سبک قدیمی و کاشیکاری به رنگ ها و طرح های قاجاری درسطوح خارجی و داخلی بنا ها ، طاقنماها ، طاق و قوس ها و همچنین ستون نماهای گلدانی . اوج این سبک های معماری و شیوه ها و نو آوری های تزئینی در اجزا و ارکان مساجد تاریخی زنجان مخصوصا مسجد جامع زنجان به ظهور رسیده است .
مجموعه بازار زنجان در فهرست آثار ملی کشور ایران به به ثبت رسیده است .این مجموعه در زمینی به مساحت 15 هکتار ساخته شده که 5 هکتار آن به فعالیت های اقتصادی، 7 هکتار آن به سکونت، یک هکتار آن به اماکن عام المنفعه و 2 هکتار دیگر به شبکه ارتباطی اختصاص یافته است .مجموعه بازار از گذشته های دور، محل مناسبی برای برخورد آرا و افکار اجتماعی بوده و همواره نقش ممتاز و برجسته ای در حفظ آداب و سنن ملی و مذهبی داشته است .
این بازار به طور کلی از 2 قسمت بازار بالا و بازار پایین تشکیل شده است. در قسمت پایین بازار علاوه بر داد و ستد رایج طبیعی، از طریق دو کاروانسرا، تولیدات محلی و محصولات روستاها و قصبه های اطراف زنجان به فروش می رسد که البته امروزه این بازار به انبار کالا های وارداتی تبدیل شده است. سرای ملک و سرای گلشن از جمله سراهای موجود در این بازار هستند که در سال 1345 ه .ق بازسازی و مرمت شده اند.
 2 مسجد مهم آقا شیخ فیاض و میرزایی نیز در این قسمت بازار قرار دارند .
تنوع تولید و عرضه کالا و خدمات جنبی و وابسته در قسمت بالای بازار بیشتر است، از این رو این قسمت مهمترین مرکز اقتصادی و تجاری شهر به شمار می آید. این بازار به 8 راسته زرگرها ، بزازها، کفاش ها، سراج ها، کلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، میوه فروش ها و جگر پزها تقسیم شده که این تقسیم بندی از نظر حفظ حقوق صنفی و کنترل قیمت کالاهای عرضه شده دارای اهمیت است. این نکته نمایانگر افکار بلند طراحان و بانیان این بازار است. 5 مسجد چهل ستون، آقا سید فتح الله، جامع، حجت الاسلام و ملار در این قسمت بازار واقع شده اند.
کاروانسراهای حاج علی قلی و سرای حاجی کربلایی ( که حدود سال 1300 ه .ق تکمیل شده اند ) کاروانسراهای موجود در بازار بالا هستند.
مجموعه بازار زنجان 56 راه ورودی اصلی و فرعی به شبکه ارتباطی کل شهر دارد و با دارا بودن 940 باب مغازه جایگاه فعالیت 10 نوع شغل است . بازار زنجان نه تنها از لحاظ تجاری بلکه از نظر معماری نیز دارای اهمیت زیادی بوده و کاملا از سبک معماری دوره قاجاریه پیروی کرده است. این مجموعه باتوجه به ویژگی های معماری و هنری آن، پیوسته به عنوان کانون مهم تجاری، تاریخی، فرهنگی مورد توجه بازدید کنندگان شهر زنجان قرار گرفته است. این بازار به علت ارزش های فرهنگی و قدمت تاریخی آن، با شماره 44/1 در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده است.
بازار زنجان برخلاف بازارهایی که در جنوب کشور ساخته میشود، ارتفاع چندانی ندارد و علت کم بودن ارتفاع بازار زنجان، جلوگیری از خروج گرما است .
وجود گرمابه های متعدد در بازار زنجان جالب توجه است و بازاریان زنجانی معتقدند که این گرمابه ها برای این ساخته شده اند که هر کاسب قبل از ورود به بازار حمام کرده و پاک و تمیز وارد بازار شود تا خداوند به وی روزی حلال بدهد. در کنار بازار زنجان، کاروانسرا های متعددی هست تا کسانی که از راه های دور به زنجان آمده و در کاروانسراها مستقر می شدند به سادگی به بازار دسترسی داشته باشند. هر گردشگری که امروز وارد شهر می شود، بلافاصله نشانی بازار را می گیرد و یا حتما برای تهیه سوغات خود به آن مراجعه کرده و از این بنای زیبا دیدن می کند.

 

غار کتله خور:
غار كتله خور در دل كوه‌هاي آهكي جنوب استان در پنج كيلومتري بخش گرماب از توابع شهرستان خدابنده واقع شده است. فاصله اين غار با مركز شهرستان 85 كيلومتر است. گرماب از طرف شرق با استان همدان و از جانب غرب با استان كردستان همرز است. اين منطقه به بخش افشار يا قشلاقات معروف است و ساكنان آن از ايل معروف به شاهسونهاي افشاري تشكيل يافته‌اند.
غار كتله خود يكي از زيباترين جاذبه‌هاي طبيعي ايران مي‌باشد كه در 165 كيلو متري زنجان واقع شده است اين غار به طول تقريبي 10 كيلومتر در بهار سال 1331 هجري شمسي توسط يك هيات كوهنوردي و با همكاري مرحوم سيد اسداله جمالي شناسايي و كشف شد. براي دسترسي به اين غار بايد از آبادي‌هاي كرسف و زرين رود گذشته و با پشت سر گذاشتن گرماب، در قسمت شمال اين منطقه به دهانه غار رسيد. دهانه اين غار در ارتفاع 11 متر از سطح مسيل كه مشرف بر آن است، قرار گرفته و در وضعيت ضلع قطري معادل 40/1 متر ارتفاع دارد. ابتداي غار تا عمق 150 متري، شبيه به راسته بازارهاي معمولي است، با اين تفاوت كه عناصر و اندامهاي آن اندكي از بازار كوچكتر مي‌باشد. كف اين قسمت را لايه ضخيمي از خاك و خاكستر پرنموده است. از عمق 150 متري تا عمق 700 متري گشايش به نسبت زيادي در غار حاصل شده و شعب متعددي بوجود آمده است. در مكانهايي كه از ريزش مصون مانده استالاگيتها و استالاگميتها خودنمايي مي‌كنند. استالاگيتها و استالاگميتها با ارتفاع 30 الي 40 متر از كف و سقف غار قرار گرفته‌اند كه با شنيدن صداي موزون قطرات آب، آهنگهاي دلپذير و مناظر بديعي، چشم و گوش گردشگر را به خود جلب مي‌كند. پس از عبور از اين قسمت، منطقه وسيع و مسطحي ظاهر مي‌شود كه به شبستان مساجد شبيه است. در اين بخش، در ضلع شرقي آن، استخر آبي به ابعاد 20×35 متر (با آب زلال و گوارايي) قرار گرفته است. آثار جمع‌آوري شده از اين غار، سفال شكسته‌هاي سطحي و پراكنده است. با توجه به وسعت غار و مقايسه آن با غارهاي تاريخي شناخته شده و موقعيت مكاني آن و از همه مهمتر، وجود لايه تاريخي ضخيم در ابتداي غار تا عمق 150 متري و مطالعه آثار جمع‌آوري شده، اين محل مي‌تواند يكي از پناهگاههاي انساني در دوران سنگ و دوران آغاز ادبيات باشد.
در حال حاضر، غار كتله خور توسط استانداري زنجان اداره مي‌شود و در چند سال گذشته فعاليتهايي در خور توجهي جهت ايجاد تسهيلات براي بازديد كنندگان صورت گرفته است. داخل غار تا فاصله 2 كيلومتري، برق رساني شده و تسهيلات روشنايي و عبور و مرور آسان، فراهم گشته، چندين راهنما براي هدايت بازديد كنندگان در اين محل به كار گماشته شده‌آند. در چند محل صعب‌العبور در داخل غار چند مورد پل نصب گرديده است كه بازديدكنندگان از روي آن عبور مي‌كنند. يك واحد اقامتي و پذيرايي در محوطه غار احداث و در حال بهره‌برداري مي‌باشد. اين غار بيشتر در فصول بهار و تابستان مورد بازديد قرار مي‌گيرد اما در فصول پاييز و زمستان نيز دسترسي به آن امكانپذير است.

 

 مسجد جامع زنجان در استان زنجان:
مجموعه تاریخی مسجد جامع یکی از بناهای ارزشمند شهر زنجان، معروف به مسجد سید است که در بافت تاریخی و قدیمی شهر قرار گرفته است. مسجد جامع زنجان یکی از بناهای قدیمی و زیبای شهر زنجان است که چشم هر بیننده‌ای را به سبب معماری زیبای خود می نوازد.
این مسجد مانند شهر سازی های قدیم ممالک اسلامی در کنار بازار قدیمی شهر زنجان قرار گرفته است، از ضلع غربی با بازار قیصریه و از ضلع شرقی با معبر موصوف به کوچه مسجد سید و از جبهه شمالی با خیابان امام و سبزه میدان در ارتباط است. قبل از احداث خیابان امام کنونی سر درب این مسجد به فضای بازی که در مقابل دارالحکومه به عنوان میدان شهر مطرح بوده، اشراف داشته و هم اکنون نیز ورودی اصلی آن محسوب می شود.
ورودی غربی مجموعه را با مرکز تجاری قیصریه و ورودی شرقی آن، با بافت مسکونی مرتبط است. مجموعه مسجد و مدرسه سید توسط عبدالله میرزا دارا پسر یازدهم فتحعلی شاه قاجار در هنگام حکمرانی در زنجان و در سال یک هزار و دویست و چهل و دو هجری قمری احداث شده است. بر اساس مدارک و اسناد سال مزبور مربوط به اختتام بنی مسجد است و هیچ گونه افزیش مجموعه و الحاقات در دوره های بعدی مشاهده نمی شود. این مسجد بر اساس پلان مساجد چهار یوانی ساخته شده است و طبق معمول، یوان ورودی مقابل شاه نشین گنبد دار قرار داده شده است.
مساجد با سبک چهار ایوانی در پی تحولات مهمی که در طرح مساجد در ایران پایه گذاری شده با الهام از معماری دوران پارتی ( کاخ هتره ) پدیدار شده و به اعتباری مسجد جامع زواره و به قولی دیگر مسجد جامع اصفهان از نخستین مساجدی هستند که به این سبک ساخته شده اند.  سطوح کلی این ایوان با استفاده از کاشی های ختیی تزئین شده و در داخل طاق نماها کلمات الله ، محمد (ص) ، علی (ع) به خط کوفی و به رنگ مشکی با زمینه نارنجی و بالی آن نیز با کتیبه طویلی به خط ثلث خفی زینت داده شده است. متن کتیبه خطبه‌ای است که با نام فتحعلی شاه قاجار آغاز شده و با نام بانی آن عبدالله میرزا دارا ختم می شود. از نوار فوقانی کتیبه تسمه کشی های تزئینی سقف آغاز شده و به نوبه خود به قسمتی از شمسه ختم می شود.
اضلاع شرقی و غربی در این ایوان مزین به نقش های لچک و ترنج است و طبق معمول بناهی دوران قاجار، رنگ های زرد و مشکی بر سیر رنگ ها غلبه دارد و پخی ایوان در نما با تکراری از کاشی با نقش هندسی پوشانیده شده است.
آنچه که بیشتر از همه خودنمایی می کند، نقش سمبلیک درخت زندگی در دو طرف ایوان است که این نقش یکی از موتیفه ی شناخته شده در هنر ایرانی است. صحن این مسجد همانند سایر مساجد چهار ایوانی به شکل مربع مستطیل بوده و داری چهل و هشت متر طول و 36 متر مربع است و بر اساس مدارک متقن در وسط ین صحن یک واحد حوض بوده و گرداگرد آن را به استثنی جلوی حجرات و شبستان ها ، باغچه های پر گل و گیاه پوشانیده بود.
حدوداً در سال 1340متولیان مسجد برای جلوگیری از گسترش رطوبت حاصله از درختان و باغچه ها به محدثات، که این فکر و تصمیم به دلیل عدیده اشتباه بوده است نسبت به برچیدن فضای سبز مسجد اقدام کرده اند سپس متولی مسجد مجدداً در سال 1368 باغچه ها را بصورت محدود احیا کرده است مسجد و مدرسه جامع زنجان معروف به مسجد سید در قرن سیزدهم هجری قمری (سال ۱۲۴۲) در دوره قاجاریه توسط یکی از پسران فتحعلی شاه قاجار به نام عبدالله میرزا دار ساخته شد. صحن این مسجد مانند سایر مساجد چهار ایوانی، به شکل مربع مستطیل است و ۴۸ متر طول و ۳۶ متر عرض دارد.
در گذشته وسط صحن مسجد یک واحد حوضی بوده که گرداگرد آن را به استثنای جلوی حجرات و شبستان ها، باغچه های پرگل و گیاه پوشانده بود که بعدها به دلایل نامعقولی از بین رفته است. در ایوان های خاوری و باختری ۱۶ حجره به طور قرینه و در جبهه شمالی نیز ۶ واحد حجره جهت طلاب علوم دینی قرار ساخته شده است. در سطوح ایوان های شمالی و جنوبی تزییناتی مانند خط بنایی، کاشی معقلی و نگاره های گیاهی با تکنیک کاشی هفت رنگ، به سبک هنری دوره قاجار و بیش تر با استفاده از رنگ های سیاه و زرد به چشم می خورد. شبستان گنبد دار فضایی به عرض ۷٫۹۰ متر و طول۸٫۵۰ متر است که بدون واسطه در پشت ایوان جنوبی قرار گرفته و از جهت باختری و خاوری با شبستان های طرفین و از طرف شمالی با ایوان جنوبی در ارتباط است. بر فراز این شبستان، گنبد عظیمی بر جرزهای سنگین به ضخامت ۲۰٫۳۰ متر استوار گردیده است. گنبد این مسجد که از نوع دو جداره بوده و با کاشی های فیروزه ای پوشانده شده، از گنبدهایی است که بدون گوشواره و ترنبه بر روی جرزهای چهارگانه ضخیم نشسته است. سوره مبارکه الدهر با خط ثلث بر روی این گنبد نقش بسته و بر زیبایی آن افزوده است. در نوک بنای گنبد ، علامتی از برنز به شکل گوی وجود دارد.
مسجد جامع زنجان معروف به مسجد سید در مرکز شهر قرار گرفته است . این مجموعه یکی از بنا های ارزشمند داخل شهر است . این مسجد بر اساس پلان مسجد چهار یوانی ساخته شده و طبق معمول ایوان ورودی مقابل شاه نشین گنبددار قرار داده شده است .
این بنا به شماره 1056 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

 

 


مسجد خانم زنجان در استان زنجان:
بنای مسجد خانم که به دوره قاجاریه تعلق دارد در محله قدیمی فخیم الدوله زنجان قرار گرفته است. این مسجد که فاقد گنبد و دارای 2 مناره بسیار زیبا است در سال 1323 هجری قمری و به خواست یکی از زنان مقتدر ایران بنام جمیله خانم دختر حسین قلی خان نطام العداله ( ذوالفقاری ) ساخته شد. بنای مسجد مشتمل بر سردر ورودی با دو مناره کوتاه، صحن، شبستان تابستانی و زمستانی، حجره های متعدد و تزیینات کاشی کاری و گچ بری است. مناره های قطور و کوتاه با تزیین آجر کاشی و محرابی زیبا با تزیینات پر کار کاشی معقلی در صحن شبستان ستون دار، از ویژگی های خاص این بنا است. تزیینات روی ایوان ها و مناره ها به سبک دوره قاجار و بیش تر با استفاده از رنگ های زرد، سیاه، فیروزه ای و سفید انجام شده است. اخیراً بر روی این بنای مهم تاریخی مرمت ها و تعمیراتی صورت گرفته است.
مسجد خانم توسط استاد اسماعیل بنا گردیده است. مسجد و مدرسه خانم می تواند جایگاه خاص و منحصر بفردی را داشته باشد، در میان آثار تاریخی بر جای مانده در کشور ما، این برتری از یک سو از نقطه نظر سبک معماری و شیوه و تکنیک تزئینی می باشد که به بهترین شکلی گویای معماری دوره قاجار است. مسله دیگر که شاخص این مسجد و مدرسه می تواند باشد این است که ساخت مساجد و مدارس و بعضا بناهای عام المنفعه از سوی بانوان متدین و مقتدر در طول تاریخ جامعه ما سابقه ای بس طولانی دارد، این امر بر ارزش و اعتبار و جایگاه این بنای مذهبی بیش از پیش افزوده است .برای مثال می توان مدرسه مادر شاه یا مدرسه چهار باغ اصفهان را ذکر کرد که به دستور مادر شاه سلطان حسین صفوی به تاریخ 1114 ساخته شده است که با گذشت بیش از چهار قرن همچنان اعتبار و پویایی خود را در عرصه فرهنگ و معماری حفظ کرده، همچنین بنای مسجد با شکوه گوهر شاد در مشهد که به درخواست همسر شاهرخ تیموری بنا شده، و نمونه های دیگر که بیانگر حضور و نفوذ گسترده و مقتدرانه زنان ما در عرصه جامعه از دوار و از منه قدیم بوده تا کنون.
همچنین به موجب وقفنامه آن که در 22 محرم الحرام سال 1326 هجری قمری تنظیم گردیده، این بانوی مجلله که قبل از اتمام و انجام ساخت بنا وفات نمود و دختر خود به نام قمر تاج خانم را بعنوان اولین و نخستین متولی آنجا برگزید .
میانسرای مسجد خانم هشت ضلعی می باشد که در ضلعهای شرقی ، غربی و شمالی آن 12 حجره برای سکونت طلاب علوم دینی ساخته شده است .

بقعه امامزاده زیدالکبیر در استان زنجان:
امامزاده زیدالکبیر در منتهی الیه شرق شهرستان ابهر در استان زنجان قرار دارد که بر اساس کتاب منتقله الطالبین نسبت شاهزاده زیدالکبیر به نخستین پیشوای شیعیان جهان باز می گردد. گنبد این بنا دو پوش و از نوع رک می باشد که با گلویی مخروطی و بلند خود تداعی برج های آرامگاهی است، سبک خاصی که در سده های سوم و چهارم هجری قمری وارد عرصه معماری ایران گردید، از جمله ویژگی های این گنبد سطوح خارجی آن است که دارای پوشش کاشی فیروزه ای مزین به طرح های هندسی و کاربندی رنگی زیبای آن بر سطح گچی در نمای داخلی می باشد . بدنه گریو بلند، از آجر کاری زیبایی برخوردار است و در بالای آن، قطار متناسبی ایجاد شده که یک لبه پیش آمده را بر روی خود حمل می کند و از روی آن، بدنه مخروطی شکل گنبد بر پا شده است. بلندی دکل بنا، ۱۳ متر، ارتفاع گنبد، و قطر ساقه آن ۵ متری است. گنبد بنا از نوع دو پوسته بوده که پوسته داخلی آن در ارتفاع ۵ متری از سطح بقعه قرار دارد .

بقعه امام زاده زید الكبیر در انتهای خیابان استاد مطهری ابهر واقع شده است. برج و گنبد آن كه به شكل مخروط بوده و از آجر ساخته شده است. بقعه این امامزاده به شازده کبیر معروف بوده و میان میدانی به همین نام واقع شده است. این بقعه مورد توجه مردم محلی و به خصوص مورد اعتقاد، توسل و نذورات زنان ابهری است. اغلب گردشگرانی که از این شهر دیدن می کنند به زیارت این امامزاده نیز می روند

 
امامزاده سید ابراهیم در استان زنجان:
آرامگاه امامزاده سید ابراهیم در داخل شهر زنجان در قبرستانی واقع در منتهی الیه سمت شرقی شهر قدیم، مشرف به دیوار حصار شهر قرار گرفته که امروزه قسمتی از قبرستان مزبور به دبیرستان، دبستان و قسمتی دیگر به خیابان موسوم به صدر جهان تبدیل شده است.
شجره نامه:
علماء در شجره نامه امامزاده سید ابراهیم اختلاف نظر دارند. جمعی امام زاده را ابراهیم بن موسی بن جعفر دانسته اند و جمعی دیگر همانند ابوالفرج اصفهانی و ابو نصر بخاری در سر النساب، او را ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن الحسن بن العباس بن علی ذکر نموده اند. اگر این شجره نامه صحیح باشد سید ابراهیم به اتفاق گوگبی حسین بن اسماعیل بن محمد الارقط بن الباهربن زین العابدین در اوایل قرن سوم هجری در زمان خلیفه المعتزر بالله خلیفه عباسی قیام نموده و در ۳ کیلومتری سمت جنوبی شهر زنجان در جریان جنگی با افراد خلیفه شهید گردیده است. علامه محمد اسماعیل صائنی که از فلاسفه و مفسران نامدار قرآن مجید بوده به نقل از تاریخ طبری درباره امامزاده سید ابراهیم مدفون و معروف در شهر زنجان گفته که او نوه چهارم حضرت ابوالفضل العباس بن علی بن ابی طالب امام اول شیعیان است و او امامزاده موسوی نیست، بلکه از نسل حضرت عباس می باشد .
بنای امام زاده ابتدا به سبک چهارطاقی بوده که گنبد زیبائی آن را پوشش می نمود، درسال ۱۳۴۰ شمسی این مجموعه به جهت تبدیل به احسنت برداشته شده و مجدداً منطبق بربنای قدیمی نوسازی گردیده است. گنبد از نوع تک پوششی بوده که با واسطه چهار گوشواره بر جرزها استوار گشته و حدفاصل گوشواره ها و گنبد، هشت نورگیر تعبیه شده است. تزئینات گنبد از داخل مقرنس و گره سازی بوده و سوره جمعه به خط زیبای ثلث، به قلم استاد جواد میر محمد رضائی زنجانی و گچبری استاد شعبان آزادی زنجانی نوشته شده است. در نمای بیرونی، سوره مبارکه ( اسماء ذات البروج ) به خط ثلث زنجیری نوشته شده است .
ضریح حرم که در اصفهان ساخته شده در سال ۱۳۵۸ نصب گردیده. قدیمی ترین قسمت این آرامگاه، سردر ورودی سمت شمالی و مناره های واقع در طرفین آن می باشد. این سردر به سال ۱۳۴۱ شمسی توسط معمار ابراهیم سلطانی ساخته شده و بالای مناره ها آیه ۵۵ سوره مبارکه احزاب به خط زیبای ثلث به قلم استاد اخیرالذکر رقم گردیده است. تجدید بنای این آرامگاه توسط استاد منصور محاوری، فرزند ملا غلامرضا متولد ۱۲۷۸ شمسی است. او از سال ۱۳۴۰ با همکاری دیگر شهروندان زنجان به تجدید بنا امام زاده همت گماشت. استاد محاوری در اسفندماه ۱۳۵۴در گذشته و در رواق ورودی حرم دفن شده است. در وضعیت فعلی، شبستان اصلی هیچ گونه مسئله حاد استاتیکی ندارد. اما قسمتی از حجرات واقع در ضلع شرقی صحن از نظر ایستائی فعال گردیده و مشکلاتی دارد .


حسینیه اعظم زنجان در استان زنجان:
حسینیه اعظم زنجان از اماکن مذهبی شیعیان است که در جنوب شهر زنجان واقع گشته است. قدمت این مکان به حدود یک قرن پیش می‌رسد. این حسینیه توسط دو فرد بنام های حاج میرزا محمد نقی و حاج میرزا بابایی وقف گردید. این حسینیه هر سال در روز ۸ ماه محرم اقدام به برگزاری دسته عزاداری می کند . در این روز عزادارانی از شهرهای همجوار در این مراسم شرکت می کنند .
تاریخچه:
حسینیه اعظم زنجان در جنوب شهر زنجان که بین مدار های 36 درجه و 37 درجه شمالی و نصف النهارهای 48 درجه و 5/49 درجه شرقی واقع شده قرار گرفته است. آستان مقدس حسینیه اعظم زنجان یکی از اماکن متبرک و معنوی استان زنجان می باشد که آوازه و شهرت آن به برکت توجهات خاصه حضرت سیدالشهداء (ع) جهانی شده است. هیأت امناء این مکان مقدس از توان و ظرفیت های موجود جهت ارتقاء فرهنگ عاشورا و کیفیت مجالس عزاداری سرور شهیدان استفاده نموده و با سازمان دهی نیروی انسانی مخلص توانسته است تا حد نسبتاً مطلوب در مقطع کنونی این مکان را اداره نماید. در بخش فرهنگی ایجاد کتابخانه و بخش سمعی و بصری و تکثیر نوارهای سخنرانی وعاظ و پخش اینتر نتی مراسم عزاداری و غیره به سراسر جهان و در بخش مذهبی برگزاری مراسم دعا و عزاداری و اعیاد ائمه طاهرین علیهم السلام و سخنرانی در حد توان، برگزاری مراسم با شکوه دهه محرم و دسته عزاداری شب تاسوعا که تنها برای این مراسم حدود 45 روز تا دو ماه برنامه ریزی و جلسات متعددی برگزار می گردد . مراسم سوم شعبان سالروز ولادت حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) که به نحو خاصی در این حسینیه برگزار می گردد .
برگزاری مراسم ماه مبارک رمضان که بصورت اقامه نماز جماعت، سخنرانی و مداحی می باشد. مراسم هفتگی زیارت عاشورا که در شب های جمعه و دعای ندبه در صبح جمعه برگزار و مورد استقبال جمع کثیری از مردم خصوصاً جوانان قرار می گیرد .تاریخچه حسینیه اعظم را با یاری گرفتن از گزارش شفاهی اهالی محل، معمرین، خادمین و هیات امناء قدیمی و از آن اشخاصی که خودشان بطور مستقیم و یا بطور غیر مستقیم از طریق پدر بزرگ هایشان و از کسان دیگر راجع به قدمت و تاریخ گذشته حسینیه خاطراتی داشته اند نقل می کنیم. البته بدیهی است که در نقل قول احتمال کم یا زیاد بودن مطلب گفته شده وجود دارد ولی سعی شده مطالب با تطبیق همدیگر نزدیک به حقیقت باشد تا بتوان نسبت به آنها استناد جست و آیندگان بتوانند از آن استفاده کنند. متأسفانه تاریخ مدون ما در گذشته همیشه دچار چنین نقصهایی بوده است. نبودن افراد خبره و علاقمند در شهرمان که بخواهند حوادث مختلف را ثبت و ضبط کرده و آنها را به آیندگان انتقال دهند همیشه یکی از معضلات جامعه شهر زنجان بوده است و اگر تعدادی کتب تاریخی نیز تألیف و تدوین شده و موجود است بدون تجزیه و تحلیل بوده و از جزئیات مهم تاریخی چشم پوشیده اند لذا مورخین حوادث را بصورت کلی و گذرا و بشکل قصه و داستان گونه نقل کرده اند .

اولین سند مکتوب که با مهر ( حاج میرزا لطف الله شیخ الاسلام و آخوند ملا کاظم) ممهور شده صفر المظفر 1295 هجری قمری را نشان می دهد که در زیر وقفنامه دو شخص خیرو نیکو کار بنام های ( حاج میرزا محمد نقی و حاج میرزا بابایی) تاجر که دو باب دکان را وقف صحیح شرعی نموده اند آمده است. در این وقف نامه قید شده با اطلاع عالیجناب ( آخوند ملا علی اصغر روضه خوان ) در راه جناب ابی عبدالله الحسین (ع) در تکیه حسینیه خرج و احسان نمایند از اول ماه محرم تا دوازدهم محرم هر قسم مصلحت بداند صاحب اختیار است. دومین سند مکتوب که با مهر آقای ( سید عبدالرحیم مجتهد و آقا سید علی و آقا شیخ ابراهیم ) ممهور شده مربوط به تاریخ شوال 1322 هجری قمری است که شخصی بنام (حاج محمد هاشم شریف العلماء) وقف صحیح شرعی و حبس مخلد نموده همگی مساحت ششدانگ و یک شعیر و دو ثلث شعیر قریه دهجلال از قراء سجاسرود خمسه را با کافه توابع و ملحقات و مزارع مائیه و دعیه و مراتع و معالف وبسائین و میاه و عیون و انهار و املاک ... و عمارات و محل اکداس و طراقین بر حضرت سیدالشهداء ارواح العالمین له الفداء .
آنچه در اینجا قابل توجه است اینکه در سال 1322 هجری قمری حسینیه اعظم هم مدرسه بوده هم مسجد. زیرا واقف در توضیحاتی که در وقفنامه داده آورده است که متولی، منافع قریه مذکور را در وهله اول به تعمیرات مدارس و مساجد اشاره شده و تامین آب آنها به مصرف برساند و نَه عشر دیگر را به حضرات طلاب محصلین ساکنین در حجرات هر مدرسه بپردازد آن هم از قرار هر حجره سه نفر طلبه. در ضمن مشروط به اینکه هر طلبه بیش از یکماه در خارج مدرسه نماند و اگر بیرون رود و برگردد باید لااقل دو ماه تمام در حجره خود مقیم باشد تا شهریه دریافت نماید. حال به یک سند مکتوب دیگر اشاره می کنیم این سند سنگ نوشته ایست که در راهرو و مدخل ورودی مسجد حسینیه هم اکنون بر دیوار نصب شده و اشعار زیر بر روی آن کنده کاری شده است :


بعد حمد خدای عزوجل که کریم است و قادر و منّان
جمعی از مؤمنین اهل محل همه در زهد بوذر و سلمان
سّید و میرشان محمد علی صاحب جاه و فّر و عّزت و شان
دّر دریای پاک پیغمبر پور هم اسم موسی عمران
مسجدی خواستند بی مانند طرح از لطف حضرت یزدان
چون به پایان رسید این مسجد هاتفی سفت این در غلطان
حَبَذّا مسجدی که در منظر آمده رشک روضه رضوان
سال تاریخ او طلب کردم روزی از صوفی خجسته بیان
کلک بگرفت و ریخت از کلکش بر ورق این جواهر الوان
بود از وَجه پاک این مَعبَد طلعت مسجد الحرام عیان


همانطور که تاریخ سنگ نوشته نشان می دهد اهالی محل این مسجد را در سال 1261 هجری بپایان رسانده اند. البته طبق گفته مُعَّمرین و اهالی محل این تاریخ مربوط به زمان یا سال تأسیس مسجد نیست بلکه مربوط به تعمیر و بازسازی مسجد است. وجود یک سند مکتوب دیگر گفته مُعَّمرین را قریب به یقین می نماید. این سند عَلَمی است که بر روی آن تاریخ (1221) کنده شده و به مسجد حسینیه اهداء گردیده است. اینها سندهای موجود و مکتوب درباره تاریخ تاسیس حسینیه اعظم است ولی گفته های شفاهی به زمان های پیش از این سال ها اشاره دارد. می گویند در تاریخ 1114 هجری قمری زنگ بزرگی به مسجد اهداء شده و این زنگ تا چهل یا پنجاه سال پیش موجود بود که بعد شکسته شده و از بین رفته است .همراه این زنگ مقادیری وسایل دیگر مثل طبل و شیپور و چند قطعه شمشیر و یک عدد کشکول هم بوده که از آنها هم فعلاً اثری نیست. شاید در زمان رضاخان به علت تعطیلی مساجد جمع آوری و احتمالاً به مراکز فرهنگی و باستانی برده اند و یا اصلاً معدوم کرده اند. لذا برای نزدیک شدن به تاریخ حقیقی بنای مسجد بهتر این است که قدمت بافت شهر، تاریخ بنای مساجد و آثار دیگر باستانی شهر را که در اطراف و یا نزدیکی حسینیه قرار دارند بررسی نمود .
حسینیه اعظم زنجان با سالانه بیش از 7 هزار رأس قربانی در ایام محرم دومین قربانگاه جهان پس از مکه مکرمه است و عزاداران زیادی هرسال در روز عاشورا در این مکان گرد هم می آیند. همه ساله در روز هشتم ماه محرم عاشقان ابا عبدالله از سراسر استان زنجان، کشور و بسیاری نیز از دیگر کشورهای جهان در زنجان گرد هم می آیند تا در دسته عزاداری ابا عبدالله الحسین مسجد حسینیه اعظم زنجان و دومین قربانگاه جهان شرکت کنند .
علم فلزی که متعلق به این مسجد است قدمت آن را یک هزار و 221 نشان می دهد که در روی علم حک شده است مدرک شفاف تر کتیبه سنگی در دیوار حسینیه نصب شده تاریخ یک هزار و 261 هجری قمری را نشان می دهد که این تاریخ مربوط به تعمیر برخی از دیوارها و فضای عمومی حسینیه بوده، که از طرف اهالی محل صورت گرفته با عنایت به این شواهد و نشانه ها سالیانی دراز قبل از این تاریخ این بنا نهاده شده است .
این حسینیه تا سال یک هزار و 316 هجری شمسی تکیه بوده و با عنوان تکیه حسینیه برنامه های معمولی مثل عزارداری و سینه زنی صورت می گرفته است .کم کم با گسترش فضاهای پیرامون مسجد و فعالیت های مذهبی رسماً به عنوان مسجد حسینیه شروع به فعالیت می کند و گسترش تدریجی مسجد با یاری مردم شروع می شود به طوری که امروز مساحت مجموعه حسینیه به 10 هزار متر مربع می رسد .
مسجد حسینیه اعظم زنجان با توجه به اعتقادات عمیق مردم یکی از بزرگترین مساجد و حسینیه های ایران به شمار می رود که آوازه جهانی دارد نه تنها مردم زنجان بلکه از اکثر شهرها و روستاهای ایران و خارج از کشور شب تاسوعا به زنجان می آیند تا در دسته عظیم و با شکوه عزاداری حسینیه اعظم شرکت کنند .
مردم ارادت خاصی نسبت به حسینیه اعظم اشان اعتقاد دارند که هرچه به این مسجد نذر کنند برآورده می شود به همین دلیل در ادای نذورات به موقع عمل می کنند یکی از نذر های مردم به حسینیه ذبح کردن قربانی در مسیر دسته عزاداری شب تاسوعا است .
شاید در سال بیش از هزاران سفره نذری در این مسجد برای برآورده شدن حاجات و یا برآورده آنها برپا می شود .


معبد باستانی داش کسن ( معبد اژدها ) در استان زنجان:
معبد باستانی " داش کسن " یا آنچنان که جهانگردان آن را می شناسند؛ معبد اژدها؛ در حاشیه روستای " ویر " در حدود 15 کیلومتری شهر تاریخی سلطانیه واقع شده که به نقش دو اژدهای برجسته و چند محراب اسلامی در دو سمت خود و به قرینه یکدیگر مزین است. این معبد در کنار شهر قدیم سلطانیه با گنبد رفیع آن، آرامگاه چلبی اوغلو و آرامگاه ملاحسن کاشی، در مجموع محور فرهنگی تاریخی سلطانیه را تشکیل می دهد .
یکی از دلایل معروف بودن این معبد به دلیل وجود نقش های اژدهای آن است که نمونه های مشابه آن را آنوبانینی در جای دیگری از ایران مشاهده نکرده است. طبق نظر برخی باستان شناسان، قدمت این معبد به قبل از اسلام باز می گردد که در زمان ایلخانان نقوشی از جمله اژدها بر آن افزوده شده است. معبد تاریخی داش کسن از سمت شمال به دشت سلطانیه و بنای تاریخی آرامگاه سلطان محمد خدابنده اشراف دارد.

شکل گیری این معبد پس از مرگ ارغونشاه، با پشتکار الجای خاتون، خواهر سلطان محمد خدابنده آغاز شد، ولی به پایان نرسید. از نظر نقشه و نقوش تزئینی یکی از با ارزش ترین نمونه های معماری صخره ای در طول تاریخ معماری ایران به شمار می رود. در این معبد نقوشی از هنر چینی به کار رفته است .مجموعه تاریخی داش کسن مرکب از ایوان ها، نقوش برجسته و محوطه های باستانی است که در جهات مختلف به ویژه نقش حجاری شده اژدها، منحصر به فرد و قابل توجه است. آثار به جای مانده در محل؛ این احتمال را قوت می بخشد که ایلخان مغول "ارغون" بیش از گرایش به دین اسلام، اقدام به ساخت معبدی نموده است. تاثیر و تاثر متقابل ایران و چین بر یکدیگر بیش از هر محل دیگری در این مکان مشهود است چنانچه تلفیق طرح های اسلیمی و نقش اژدها این موضوع را متذکر می شود.
نقش های اژدها به طول 5 متر و عرض 5/1 متردر زمره بزرگ ترین نقوش تزئینی این معبد است که در پیچ و خم های شگفت انگیز خود رموز نهفته ای دارد. دیگر نقوش تزئینی این معبد، طاقچه های بسیار فاخری است که در ضلع شرقی و غربی معبد در کنار نقوش اژدها کنده شده اند . این طاقچه ها با مقرنس های بسیار زیبایی شکل گرفته که یاد آور استادی هنرمندان سنگ تراش معبد در آن دوره است. همچنین نقوش اسلیمی که در نوع خود ماهرانه تراشیده شده اند با طرح های بسیار متنوع بیانگر فعالیت هنرمندان مسلمان در پدید آوردن این معبد است. در ساخت این معبد، همواره پیروی از تقارن طولی مد نظر بوده و این تقارن در کلیه بخش های معبد به چشم می خورد.

در حال حاضر؛ چیز زیادی از این معبد باقی نمانده و تنها سنگ های بزرگ و پراکنده در گوشه کنار معبد دیده می شود. محدوده معبد اژدها مستطیلی و به ابعاد تقریبی 100 متر در 50 متر است که یک قسمت از آن به واسطه حفاری در تپه ایجاد شده است. معبد در دامنه تپه ای قرار داشته و مشرف به دشت های وسیع و زیبایی است. راه رسیدن به معبد چندان مناسب نبوده و از روستای ویر به بعد کاملا خاکی و بدون تابلوی راهنما است. از حاشیه روستا تا معبد حدود 5 کیلومتر راه را باید طی نمود که بهتر است یکی از اهالی را به عنوان راهنما با خود همراه داشته باشید؛ تا برای یافتن محل معبد دچار مشکل نشوید. در کنار معبد یک کانکس کوچک وجود دارد که نگهبان معبد در آن زندگی می‌کند.

 

 


پل میربهاالدین در استان زنجان
پل میربهاء الدین یک پل تاریخی است در زنجان که در دوره قاجاریه بر روی زنجان رود در ابتدای جاده بیجار بنا گردیده است. این پل توسط یکی از خیرین شهر زنجان به نام حاج میر بهاالدین در زمان ناصرالدین شاه قاجار احداث گردیده است.
در جنوب شرقی شهر زنجان، رودخانه ی بزرگی به نام زنجان رود ( زنجان چایی) جاری است که سه پل تاریخی به نام های «میربهاالدین»،  «سید محمد» و «سردار » در دوره ی قاجار به موازات هم روی آن احداث شده اند .
در گذشته، این سه پل ارتباط شهر را با مزارع و باغ های سرسبز برقرار و حاشیه ی زنجان را با تعدادی از مناطق و شهر های هم جوار مرتبط می کردند. پل « سید محمد » در جنوب خاوری حومه ی شهر واقع شده است که در دوره ی قاجار در سال 1300 هجری قمری به دستور سید محمد از روحانیان عصر مشروطیت در اواخر دورهی قاجار ساخته شده و به همین نام نیز شهرت یافته است. این پل به نام پل قره تپه نیز نامیده می شود که در گذشته، به دلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ی عتبات، اهمیت ویژه ای داشته است. پل حاج سیدمحمد با الهام از الگوهای رایج معماری دوره ی قاجار ساخته شده است و اکنون یکی از آثار تاریخی شهر زنجان به شمار می آید. کاشی کاری اطراف قوس چشمه ی میانی و دهلیز های پل که با کاشی های زرد، سیاه و آبی کار شده، همراه با کتیبه ای از آجر برجسته که عبارت « یاعلی » روی آن نقش بسته ، به زیبایی این پل افزوده است.
شرح حال کوتاه حاجی میربها الدین
میربها الدین به سال 1234 ه.ق در شهر زنجان پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش مرحوم میر مسیحا فرزند قاضی جلال بود که از طرف سلطان وقت به سمت قاضی القضات زنجان منسوب گشته بود. حاجی میربهاالدین در عمر 76 خود درماندگان زیادی را پناه داد. حاجی میربهاءالدین پس از قریب 76 سال عمر پر عزت و احترام و احداث آثار و ابنیه زیاد و ایجاد موقوفات فراوان به شرحی که خواهد آمد، آثار تاریخی بجا مانده از حاجی میر بهاء الدین : 1- بل ارتباطی بین زنجان و کردستان بر روی رود قزل اوزن که در بیست فرسنگی جنوب غربی زنجان احداث شده و تاریخ ساخت این پل به موجب کتیبه ای که در زیر یکی از طاق هایش است به زمان ناصرالدین شاه به سال 1310 هجری قمری است. که برخی از مردم عوام به اشتباه آن را پل سردار می نامند. 2- یک حمام واقع در بازار زنجان که با معماری زمان قاجار درست شده است و امروز نیز به حمام میربها و حمام میرلی نیز می نامند. 3- یک باب مسجد واقع در خیابان امام پایین تر از سبزه میدان که امروز مردم آن را به نام مسجد حاج تقی می نامند. حاج تقی شریعتی موسس هیت عزاداری در آن مسجد می باشد. 4- یک باب آب انبار بزرگ در همان محل و در پشت مسجد که امروزه به عنوان قسمت زنانه مسجد استفاده می شود. 7- احداث پل بر روی زنجان رود واقع در ابتدای جاده بیجار که از معماری جالبی بر خوردار است. که به تازگی توسط میراث فرهنگی مرمت و بازسازی شد.

 

 

 سد خاکی تهم در استان زنجان
سد خاکی تهم در فاصله ۱۵ کیلومتری شمال شهر زنجان قرار دارد. دبی متوسط سد تهم ۱۹/۱ متر مکعب در ثانیه برآورد گردیده است .
سد تهم بر روی رودخانه تهم چای واقع شده است. نام حوضه آبریز اصلی این سد خزر و نام حوضه آبریز فرعی آن سفید رود نام دارد. نوع سد تهم خاكی است و نوع سرریزی آن نیلوفری است. سال ساخت این سد در تاریخ 1373 شروع شده است و در تاریخ 1382 خاتمه یافته است .
طول تاج سد 451 متر، عرض تاج سد 12 متر، عرض پی سد 500 متر، ارتفاع از كف سد 118 متر و ارتفاع از پی سد 123 متر می باشد .
حجم مصالح مصرفی سد 3860000 متر مكعب و ظرفیت سرریز تخلیه سد 1100 متر مكعب در ثانیه و گنجایش كل مخزن سد 87.78 میلیون متر مكعب و گنجایش مفید مخزن 82.7 میلیون متر مكعب و حجم آب قابل تنظیم سالانه سد 34.59 میلیون متر مكعب و سطح زیر كشت سد 500 هكتار و قدرت نصب شده سد 1200 كیلو وات می باشد.

 

 

قلعه بهستان در استان زنجان:
قلعه بهستان یکی از 20 قلعه تاریخی شهرستان ماهنشان در استان زنجان است که قدمت آن به قرن پنجم هجری قمری تخمین زده می شود. به علت شرایط زمانی خاص آن دوره، حاکمان جهت دفاع از خود و مردم اقدام به ساخت این قلعه نموده اند. از طبقات بالای این قلعه جهت دفاع و از طبقات پایین تر به عنوان زاغه و محل نگهداری آذوقه مردم مورد استفاده قرار می گرفت. این قلعه که در دل کوهی از جنس خاک سفت و سخت بنا شده است به علت وزش بادهای تند و فرسایش و همچنین عبور رودخانه قزل اوزن از کنار قلعه در حال تخریب می باشد . قلعه بهستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است ولی به علت بی توجهی و نا شناخته بودن و همچنین عوامل انسانی در حال نابودیست.
مشخصات:
فضای کلی قلعه به سه دسته شامل اتاق ها، دالان ها و راه پله ها تقسیم می گردیده است که گاه دارای سقفی تیزه دار و دارای محل هایی به شکل مثلث یا مدور روی دیوار ها برای قرار گرفتن پیه سوز بوده است. این دژ دارای راه پله های زیگ زاگی در ضلع های غربی و شرقی است که روزگاری از پایینی ترین قسمت ضلع شمالی آن شروع می شده و حالا جز ویرانه ای تحمیل شده بر هسته اصلی قلعه به چیز دیگری شبیه نیست و به دلیل فرسایش طبقات زیرین آن، تردد در این مسیر خطرناک و تقریباً ناممکن است. راه پله های ضلع شمال غربی قلعه به عنوان یکی از مناطق دست نخورده و سالم دژ بهستان است که بالای این پله ها، اتاقی به شکل طاق محراب های مسجد دوران اسلامی تزئین شده متعلق به دوره اسلامی وجود دارد و راه پله های زیاد با عرض یک متر نیز اقتباس از این سبک معماری است. هم اکنون به دلیل تخریب زیاد تنها با عملیات کوهنوردی می توان بر بالای قلعه با تخته سنگ های عظیم مسطح آن رسید. قسمت بالای قلعه با گچ اندوده شده و داخل آن حوضی با ابعاد ۷ در ۳ متر و از جنس سنگ و ساروج قرار دارد که با استفاده از لوله های آب گلی نیم متری به اسم گنگ آب آن تأمین می شده است .
تاریخچه:
برخی، پیشینه این دژ را به زمان ماد نسبت می دهند. مادها از طریق مصب و کناره های رودخانه قزل اوزن وارد فلات ایران شدند و در روستاهایی همچون مادآباد در ۱۵ کیلومتری شهر ماه نشان مستقر شدند و وجود قلعه های دفاعی همچون قلعه بهستان در ۱۲ کیلومتری ماهنشان معماری زیبا و هنرمندانه ای را به نمایش گذاشته است. اما بر اساس پژوهش های باستان شناسی تاکنون، پیشینه این دژ به دوره هخامنشیان به اثبات رسیده. این دژ در دوره پس از اسلام و تا قرن پنجم نیز پابرجا بوده و کاربرد داشته است .
سازندگان قلعه با در نظر داشتن طرح اولیه، اقدام به کندن کوه و تخلیه خاک ها و سنگ ها نموده اند و اتاق ها را بوجود آوردند و به هر تعدادی که به اتاق های آن اضافه شده راه های ارتباطی آنها به مجموعه نیز بصورت دالان هایی افزوده گردیده بطور کلی فضاهای موجود در داخل قلعه به سه دسته عمده قابل تقسیم بندی هستند.
1-دالان ها: دالان های ارتباطی به صورت راهروهای عمومی برای سهولت دسترسی به اتاق ها و سای قسمت ها بوده عرض یکی از این دادلان ها به سه متر می رسد .
2-اتاق ها : خود شامل اتاق های بزرگ و اتاق های کوچک
عوامل تخریب قلعه
امروزه دو عامل اصلی این قلعه تاریخی را تهدید و موجبات آنرا فراهم می سازد که عبارتند از :
1-عوامل طبیعی: خود شامل آب و هوای طبیعی، وزش باد های تند و از همه مهم تر عبور رودخانه قزل اوزن از دامنه شمالی قلعه که شست و شوی دیواره های و فرسایش آنرا منجر می شود .
2- عوامل انسانی: عارضه ای که به طبع محوطه های باستانی با آن مواجه هستند و قلعه ی بهستان به شماره 1458 در فهرست اثار ملی کشور ثبت و تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی می باشد .

 

 


كاروانسرای سنگی در استان زنجان:
کاروانسرای سنگی به ترکی (داش کاروانسراسی) در جاده کمربندی زنجان-میانه روبروی ایستگاه قطار زنجان واقع شده است. قدمت این کاروانسرا به دوره قاجاریه باز می گردد .
کاروان سرای سنگی که از نوع کاروان سراهای برون شهری بوده، در قرن یازدهم هجری قمری، به دستور شاه عباس صفوی خارج از بافت قدیم شهر زنجان ساخته شده است. این بنا به دلیل تغییر کاربری هم اکنون به عنوان سفره خانه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد.

پلان این كاروان سرا به سبک چهار ایوانی است، حجره های آن در یک طبقه قرار گرفته اند و سقف ها از نوع قوسی هستند. استفاده از سنگ به عنوان مصالح اصلی در ساخت كاروان سرا باعث شده است كه این بنا با عنوان کاروان سرای سنگی و در زبان محاوره ای داش کاروان سرا معروف شود. این بنا از لحاظ اینكه تنها بنای باقی مانده از کاروان سراهای زنجان است دارای اهمیت فراوانی است. بنای کاروان سرای سنگی كه روبروی راه آهن شهرستان زنجان و در خیابان خیام این شهر واقع شده  با شماره 2128 به ثبت رسیده است

 

 

عمارت ذوالفقاری زنجان در استان زنجان:
خانه ی ذوالفقاری های زنجان که قریب صد سال از احداث آن می گذرد یکی از آثار ارزشمند شهر زنجان است که در یاد و خاطره ی مردمان این شهر همواره جایگاه مهمی داشته است .
خاندان ذوالفقاری از قدیمی ترین و سرشناس ترین خانواده های زنجان هستند که در گذشته از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بوده اند. این خانه را سردار اسعد ذوالفقاری ساخته است و فرزند او محمود خان در آن زیسته است. محمود خان ذوالفقاری در زمان قضیه آذربایجان و فرقه دمکرات به مقابله با دمکرات ها پرداخت و به همین دلیل از محمد رضا شاه پهلوی نشان و درجه ی سرهنگی دریافت کرد .

در مرکز بافت قدیمی، مجموعه تاریخی ذوالفقاری واقع شده است. این مجموعه شامل ساختمان های اندرونی و بیرونی و قسمت های اداری است که قبل از احداث خیابان ذوالفقاری (طالقانی کنونی) با یک شبکه ارتباطی در طبقه هم کف و زیر زمین به یکدیگر مرتبط بوده است. هم اکنون این مجموعه تقسیم شده و قسمت هایی از آن از میان رفته است. از جالب ترین بناهای باقیمانده این مجموعه بنای تاریخی مرکز مجموعه بیرونی است. این بنا در دو طبقه و یک سردابه ساخته شده، پلان بنا ایرانی و سبک ساختمانی از بناهای گوتیک اروپا تقلید شده است.
در طبقه هم کف، ورودی بنا که یک سقف سر پوشیده با دو ستون تعبیه شده به هشتی منتهی می شود. در این طبقه قسمت امور اداری و دفتری و حسابداری قرار گرفته و سمت شرقی بنا احتمالاً عملکردی غیر اداری و احتمالاً گلخانه بوده است .

در طبقه دوم که دارای دو راه پله است، تالار های پذیرایی، اطاق های خواب، اطاق های نشیمن و سرویس های بهداشتی قرار گرفته است. هسته مرکزی این بنا به سبک چهار طاقی با سقف گنبدی اجرا شده و جرز و دیوارهای باربر، سنگینی سقف را تحمل می نماید. محدثات جانبی این چهار طاقی با تیرهای چوبی پوشیده شده است. کل مجموعه با پوشش خارجی شیروانی است که تا زمان احداث در این شهر سابقه نداشته است. در بالای هسته مرکزی بنا، نورگیر زیبایی تعبیه شده که به کلاه فرنگی معروف است. این نور گیر با پلان هشت ضلعی با روش گره سازی به فرم گنبد تبدیل گردیده. سقف اطاق ها در طبقات به طرز زیبایی لمه کوبی شده و شامل طرح های هندسی و گره سازی است و در مجموع از موتیف های ایرانی استفاده شده است. از تزئینات داخل بنا در طبقه هم کف از کاشی کاری به سبک قاجار می توان یاد نمود که طرح معروف لوتوس ( نیلوفر آبی ) دیده می شود .
پنجره های بنا عموماً دو لنگه و اطراف آن مشبک است که با بکارگیری شیشه های رنگین کنتراست جالبی را در داخل اطاق ها ایجاد نموده است. نعل درگاهی پنجره ها در طبقه هم کف مسطح و در طبقه منتهی الیه جنوب غربی حیاط مشرف به خیابان تعبیه شده و طاقنما های تزئینی در اطراف ورودی دیده می شوند و این قسمت نیز که از خیابان بلاواسطه داخل مجموعه می شود، از معماری اروپا الهام گرفته است .

این بنا در مجموع از بناهای تاریخی و با ارزش شهری است که به سبک بناهای اواخر دوران قاجار ساخته شده است. این خانه در زمان انقلاب به یکی از نهادها واگذار شد اما به سبب عدم مراقبت و رسیدگی جدی آسیب های فراوانی به آن وارد شد .در حال حاضر این عمارت تبدیل به موزه سه تن از مردان نمکی شده است. بعد از افتتاح این موزه سه جسد از چهار جسد برای بازدید عموم از موزه رختشویخانه زنجان به این مکان منتقل شدند .
عمارت ذوالفقاری قابل مقایسه با عمارت قوام السلطنه (موزه آبگینه) است. این اثر به شماره 1852 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .
شهرداری با احداث خیابان در سال های اخیر سبب جدایی باغ از عمارت بیرونی شده و باغ ذوالفقاری را به پارک عمومی تبدیل کرده است .

 

 

مجموعه تفریحی و کوهستانی ائل داغی ( گاوازنگ ) در استان زنجان:
مجموعه تفریحی و کوهستانی ائل داغی زنجان یا مجموعه تفریحی گاوازنگ زنجان یکی از مراکز تفریحی و گردشگری زنجان است كه در دل مجتمع كوهستانی ائل داغی واقع شده دهكده گردشگری می شود. مجتمع ائل داغی در شمالی ترین نقطه زنجان و در دامنه کوه گاوازنگ قرار دارد. این مجموعه در کمترین فاصله از مرکز شهر زنجان قرار داشته و راه دسترسی به تمام امکانات رفاهی را نیز دارد. آلاچیق های چوبی، رستوران، آسیاب، آبشار مصنوعی و غیره از جمله تسهیلات موجود در این مجتمع است.

 

 


حمام ( گرمابه ) تاریخی حسینیه اعظم در استان زنجان:
این بنا در محله قدیمی معروف به حسینیه و چسبیده به حسینیه اعظم زنجان ( ضلع جنوب شرقی ) واقع گردیده است. بطوریکه از نام بنا پیداست، این گرمابه به عنوان یکی از متعلقات مجموعه حسینیه اعظم بوده و به همین دلیل نیز ساخته شده است. این گرمابه تا چند سال اخیر نیز ( 3 الی 4 سال پیش ) مورد بهره برداری و استفاده بوده ولی امروزه تبدیل به انباری گردیده است. با عنایت به ارزش تاریخی فرهنگی و همچنین نوع معماری این بنا در تاریخ 23/7/1378 به شماره 2379 در فهرست اثار تاریخی کشور به ثبت رسیده و از همان تاریخ هر گونه دخل و تصرف و یا ساخت و ساز در آن بدون کسب مجوز از سازمان میراث فرهنگی ممنوع اعلام گردیده است.
این بنا، یکی از حمام های تاریخی شهر زنجان است که بر اساس کتیبه سنگی به جا مانده، تاریخ اتمام آن سال 1292 ه.ق و بانی آن ملک التجار بوده است .
حمام تاریخی در جوار بنای حسینیه اعظم و در ضلع جنوب غربی بافت تاریخی زنجان واقع گردیده است. این بنا در ضلع جنوبی با یک شیب ملایم به کمربند تهران-تبریز می رسد. در ضلع شرقی به خیابان فردوسی، در ضلع شمالی به خیابان ضیایی و بازار تاریخی و در ضلع غربی به بافت قدیمی شهر ختم می شود. براساس تحقیقات محلی، بنای حمام از نظر قدمت قدیمی تر از بنای حسینیه بوده که شاهد آن کتیبه سنگی موجود در پیشانی بنا به سال 1292 هـ ق که توسط میرهدایت اله ملک التجار تجدید بنا گردیده است. بنای حمام همانندی نمای حمام های سنتی و رایج در ایران با مصالح آجر، سنگ و ساروج کاهگل و انواع ملات آب بند در سازه دیوارها و طاق و تویزه ها ساخته شده و پی این حمام از سنگ لاشه و ملات آهک ساخته شده است و دیوارها ترکیبی از سنگ و آجر می باشد و از جمله فضا های معماری تعبیه شده در این بنا می توان موارد زیر را نام برد :
1-ورودی: با قرار دادن چند پله ورودی بنا پایین تر از کف اصلی کوچه می باشد .
2- هشتی: به منظور حفظ گرمای داخلی حمام و همچنین جلوگیری از دید مستقیم مردم عابرین به داخل بنا می باشد .
3- سربینه (رختکن): مکانی که در وسط آن معمولاً یک حوض آب سرد و در اطراف سکو های نشیمن جهت پوشیدن و درآوردن لباس در نظر گرفته شده است .
4-میان در: فضایی که در حد فاصل رختکن و گرمخانه می باشد و در این فضا نیز سرویس های بهداشتی تعبیه گردیده اند .
5-گرمینه : یا فضای اصلی حمام که دارای سکو هایی جهت نشیمن و شستشو می باشد .
6-خزینه
7-تون (آتش خانه): که بوسیله گربه روهایی کف حمام را گرم می‌کرده است .
گرمابه حسینیه همچون گرمابه های تاریخی دارای تاسیسات و متعلقات لازم با بهره گیری از معماری خاص آنها می باشد. ورودی اصلی گرمابه به طرف شمال بوده که جهت بررسی به آن می بایست چند پله را طی نمود. در بدو ورود به حمام یک پاگرد به شکل مربع مستطیل تعبیه گردیده که بوسیله یک دالان زانویی شکل باریک با طی چندین پله به هشتی ختم می گردد. هشتی مزبور در رقم 320 – سانتی متر نسبت به کف معبر همجوار واقع گردیده است.
در این قسمت دو مدخل مشاهده می گردد .
1- ورودی شوفاژ خانه فعلی که مربع شکل می باشد .
2-ورودی به سربینه که در ضلع جنوب غربی هشتی قراردارد.
این ورودی راه اصلی به سربینه ( رختکن ) مباشد .
سربینه: این فضای زیبا و دلنشین به شکل چهار ایوانه و در رقم 360 – سانتی متری نسبت به کف کوچه قرار دارد. ایوان های چهارگانه در چهار جهت اصلی قرار گرفته اند. در مرکز سربینه یک حوض آب به شکل مربع مستطیل در جهت شرقی غربی در نظر گرفته شده است. در گرداگرد و پیرامون سربینه سکو های جهت نشستن مراجعین احداث گردیده است گنبد اصلی این قسمت با تکیه بر جرز های جانبی و با بکار گیری کاربندی های جالب و چشم نواز خود نمایی می کند. جهت تامین روشنایی رختکن پنج نورگیر کوچکتر در ساقه گنبد و در چهار جهت اصلی (شمال، جنوب، شرق، غرب) واقع گردیده است.
در فضای سربینه دو ورودی مشهود است.
1-ورودی به اتاقی مربع شکل در ابعاد 50/2 × 65/2 سانتی متر که موسوم به گرمخانه می باشد. به احتمال زیاد این قسمت مکانی بوده جهت پهن کردن و یا خشک نمودن ملزومات مربوطه به امر شستشو .
2-ورودی منتهی به فضای گرمخانه، این قسمت به شکل دالانی در جهت شرق به غرب کشیده شده و سرویس های بهداشتی در ضلع جنوبی آن قرار دارند.
گرمخانه: پس از طی دالان موجود در حد فاصل سربینه و گرمخانه، به فضای اصلی شستشو (گرمخانه) می رسیم. این قسمت در رقم 20/4 – سانتی متر نسبت به کف کوچه قرار گرفته است. گرمخانه با پلانی به شکل چهار ایوانی که ایوان های آن در چهار جهت اصلی واقع و دو به دو با هم قرینه می باشند و گنبد اصلی در مرکز بنا به بهره گیری از کاربندی های زیبا اجرا گردیده است. در مرکز آن یک نورگیر بزرگ تعبیه گردیده که در سه جهت آن (شرق، غرب، جنوب) سه نورگیر کوچکتر در ساقه گنبد جای دارند. ایوان ضلع شرقی در اصل شاه نشین بوده که در سالهای بعد با انجام ساخت و سازهایی به صورت دوش مورد استفاده قرار گرفته است. خلوتی ها به صورت دو فضای قرینه و هم شکل در اضلاع شمال شرقی و جنوب غربی مشهود می باشند. این فضاها با ایجاد دالانی در حدود 2 متر با زاویه 45 درجه قابل دسترسی می باشند. از طریق پنجره موجود در ایوان ضلع غربی به خزینه می رسیم. خزینه فضائیست به شکل مربع در ابعاد 450 × 500 سانتی متر که در پشت آن و در غربی ترین قسمت بنا تون یا آتشخانه بنا قرار گرفته است.
سیستم آبرسانی: یکی از مشخصات جالب این گرمابه نسبت به سایر گرمابه هایی که مورد بررسی قرار گرفته اند چاه آب آن می باشد. چرا که چاه آب این گرمابه بر عکس دیگر گرمابه ها در نزدیکی گرمخانه و تون نمی باشد بلکه در کنار ورودی اصلی ایجاد شده است. آب موردنیاز با دلو از چاه بیرون کشیده شده و به داخل حوضچه ای که توسط لوله های سفالی (تنبوشه) به گرمخانه و سربینه راه داشته ریخته می شده است.
سیستم گرمایش و مواد گرمازا: سیستم گرمایش و مواد گرمازا در این نیز منطبق بر اسلوب و شیوه گرمایش موجود دیگر حمام های تاریخی شهر می باشد. تون حمام در غربی ترین قسمت و در پشت خزینه تعبیه گردیده و گرمای حاصل از سوخت فضولات حیوانی از طریق گربه روهای متصل به گرمخانه و سربینه به نقاط مورد نیاز انتقال داده می شد.
مصالح بکار رفته در بنا: عمده مصالح به کار رفته در بنا همچون دیگر گرمابه های تاریخی شامل لاشه سنگ، آجر، آهک، ساروج، کاشی و سنگ تراورتن جهت سنگفرشی می باشد.
تزئینات بنا: از جمله تزئینات جالب توجه در بنا می توان به وجود ایوانهای چهار گانه در سربینه اشاره نمود که با ایجاد پخی هایی در حد فاصل آنها تبدیل به هشت ضلعی و سپس با استفاده از کاربندی های زیبا و چشم نواز به شانزده ضلع و سپس گنبد اصلی اجرا گردیده است. همچنین با توجه به اظهارات معتمدین محل ّ جهت تزئین سربینه و گرمخانه از کاشیهای منقوش استفاده شده بود که متاسفانه در سالهای بعد با اندودی از سیمان سفید مستور گردیده اند.
قدمت و تاریخچه: نظر به اینکه در این بنا نیز کتیبه و یا سندی که دالّ بر زمان ساخت و یا طلاعات مشبه باشد بدست نیامده، لذا با عنایت به اظهارات معتمدین و همچنین با توجه به سبک و نوع معماری می توان قدمت بنا را اوایل قاجار دانست. این بنای تاریخی که جزو املاک حسینیه اعظم زنجان بشمار میرود قرار است در آینده به موزه تعزیه و عاشورا مبدل شود . لازم بذکر است که حسینیه اعظم زنجان یکی از بی نظیرترین مکانهایی است که مورد توجه خاصه امام حسین و یگانه سردارش حضرت ابوالفضل علیه ماسلام می باشد و این مکان سالانه میزبان هزاران عاشق حسینی از سراسر جهان می باشد .

 


حمام حاج داداش در استان زنجان
موقعیت بنا و وجه تسمیه آن:
حمام حاجی داداش که یکی از قدیمی ترین بناهای تاریخی شهر زنجان می باشد و تنها حمام ستون سنگی زنجان می باشد که گنبد اصلی آن بر روی چهار ستون سنگی قرار گرفته که این ستون ها در زمان خود توسط هنرمندان همدانی تراشیده شده است. زیباترین بخش این حمام سنتی فضای بینه آن است. در این بخش طاق اصلی بر روی چهار ستون سنگی مزین به سر ستون های مكعبی شكل و بدنه مارپیچی (از نوع ستون های تركیبی) قرار دارد. این بنا اكنون به عنوان چایخانه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد.
این بنا که قدمت آن بطور تقریب به 150 الی 200 سال پیش تخمین زده می شود توسط معماری که منسوب به نام خود حمام می باشد بنا شده است، این حمام در وسط بازار زنجان که از دوران صفویه به بعد مرکز داد و ستد و فرهنگ بومی و محلی بوده و این مرکزیت را تا کنون حفظ کرده واقع شده است. این بنا درست مقابل مسجد آیت اله قائمی که یکی از مساجد قدیمی و مهم زنجان می باشد واقع گردیده است. از سمت شرق مجاور به سرای ملک بوده که هم اکنون میراث فرهنگی استان مشغول بازسازی و احیاء آن می باشد. و از سمت شمال، به خانه های مسکونی محلی محدود می گردد ، از طرف غربی نیز به آزمایشگاه پرفسور حسابی و کوچه سیدلر منتهی می شود.

این بنا به مسافتی در حدود 400 متر مربع زیر بنا در زمینی بالغ بر 2500 متر مربع واقع شده که از سه نقطه می توان به آن رفت و آمد نمود:

1-از طرف درب اصلی که روبروی مسجد آیت اله قائمی می باشد .
2-از طرف مغازه ای که قبلاً محل سوخت رسانی حمام بوده و هم اکنون به مغازه تبدیل شده و در حدود 25 متر ضلع شرقی درب اصلی واقع شده که این مغازه با حمام مذبور دارای یک سند به پلاک های ثبتی 3985 و 3995 می باشد .
از سازنده اصلی بنا اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی به گفته بعضی از سالخوردگان فردی به نام حاج داداش بانی بنا می باشد که از همان موقع حمام فوق به نام حاج داداش مشهور می گردد .

ورودی بنا:
ورودی بنا در ضلح شمالی و رو به مسجد که در ضلع جنوبی قرار دارد می باشد . ورودی بنا از درب چوبی دو لنگه به ضخامت تقریباً سه سانتی متر می باشد که چوب آن از درخت های جنگلی تهیه گردیده است. گل میخ های آهنی نیز بر روی درب تزئینات زیبایی به وجود آورده اند. بعد از ورودی به هشتی بنا می رسیم که امکان ارتباط و دسترسی به سربینه را فراهم نموده است. در چهار ضلعی هشتی طاقچه هایی با طاق نماهای جناغی ایجاد گردیده که طاقچه های طرفین درب ورودی دارای عمق کمتری نسبت به طاقچه های روبرویی خود می باشند. ازاره های هشتی تا ارتفاع دو متری با کاشی های سرامیکی پوشیده شده است. سقف هشتی گنبدی شکل بوده که در راس گنبد نورگیری با بیش از 60 سامتی متر عمق و 50 سانتی متر قطر ایجاد گردیده است . کف هشتی با یک پله در حدود 10 سانتیمتر از ورودی پایین تر قرار گرفته ولی هم سطح با کف سربینه می باشد. این کف با آجر هایی در ابعاد 20 × 20 سانتی متر ساخته شده و ما بین آجر ها را کمتر از دو سانتی متر ملاط قرار گرفته است. حد فاصل بین هشتی و سربینه راهرویی است که دارای طولی نزدیک به دو متر و سقفی به صورت طاق هلالی می باشد .
سربینه:
رختکن فضاییست مربع شکل با سقفی گنبدی که بر فراز چهار ستون استوار گردیده است. ستون ها از سنگ تراورتن سفید بوده و از تزئینات مارپیچی برخوردارند. پا ستون ها دارای شکل هندسی خاصی نیستند و در کف سربینه محو گردیده اند. کف سربینه نیز مانند هشتی با آجر فرش گردیده و در وسط سربینه حوض هشت ضلعی زیبایی وجود دارد. دقیقاً در بالای حوض فضای گنبدی شکل سقف قرار گرفته که از روشنایی بزرگی برخوردار است. علاوه بر آن نیز سه نورگیر کوچک تر در سه جهت شرق، غرب و جنوب وجود دارد. این گنبد بر روی 4 طاق بزرگ استوار گردیده که سنگینی طاق ها را ستون ها متحمل شده اند. در ضلع جنوب غربی سربینه پنج پله ایجاد گردیده که راه ورود به خبّاز خانه را ممکن می سازد و با پنج پله دیگر از ضلع غربی خبّاز خانه دسترسی به پشت بام میسر می گردد .
ادامه کاشی کاری هشتی نیز در فضای داخلی سربینه وجود دارد. امروزه فضای داخلی سربینه با تخت هایی برای نشستن، استراحت و صرف چای پر شده و بر دیوارها و تیرهای حمال و سقف نیز تزئینات مختلف و قاب عکس ها قرار گرفته است. بر دو گوشه ضلع شمالی سربینه دو ورودی ایجاد گردیده که ورودی سمت شرقی با 4 پله به داخل آشپزخانه فعلی راه پیدا می کند. و از این محل ورود به گرمخانه صورت می پذیرد .
گرمخانه :
بعد از گذر از دو دالان به گرمخانه که فضاییت مربع شکل با چهار ستون قطور هشت ضلعی و با ارتفاعی نزدیک به دو متر می رسیم. در وسط هر ضلع گرمخانه فرورفتگی هایی وجود دارد که امروزه محل قرار گرفتن تخت ها شده است. سقف گرمخانه دارای گنبدهای متعددی می باشد که گنبد مرکزی دارای نورگیری دایره ای شکل می باشد. در زیر این گنبد حوض مرکزی گرمخانه قرار گرفته و در چهار گوشه گرمخانه نیز چهار گنبد کوچک تر بر سقف ایجاد گردیده اند .
طباخ خانه در ضلع شرقی گرمخانه قرار دارد و ورود به آن از گوشه جنوب شرقی گرمخانه میسر است. این ورودی دارای طاق جناغی بوده و بیش از 170 سانتیمتر ارتفاع دارد ، از گوشه جنوب شرقی طباخ خانه نیز دسترسی به بام بنا با هفته پله امکان پذیر می گردد. در شمال شرقی گرمخانه ورودی وجود دارد که راه ورودی به خلوتی سابق و سرویس های بهداشتی فعلی است در شمال غربی گرمخانه خلوتی دیگری بوده که فعلاً مسدود است .
مصالح بنا :
با توجه به شواهد عینی، عمده مصالح بکار فته در بنا همانند سایر ابنیه تاریخی و قدیمی شهرستان شامل لاشه سنگ در پی بنا، آجر های 20× 20 مورد استفاده در طاق و تویزه ها، ملاط گچ و آهک، ساروج و کاشی های رنگی ولی فاقد نقش، سنگ تراورتن سفید بکار رفته در ستون ها می باشند .
تزئینات:
تزئینات بنا فعلاً شامل کاشی کاری در رنگ های متنوعی است که از میان رنگ های فیروزه ای، آبی روشن، آبی سیر و زرد بیشتر نمایان است. ستون ها نیز دارای تزئینات بصورت خطوط ماپیچی می باشند و از یک نیم ستون در گرمخانه بعنوان سکو استفاده شده است. سقف بنا نیز در قسمت های مختلف دارای تزئینات گچ کاری می باشد .
سیستم آبرسانی:
آب مورد نیاز این گرمابه، از طریق دو و یا سه چاه ایجاد شده در ضلع شرقی بنا تامین می شده است. آب لازم بوسیله دلو از چاه بالا کشیده می شده و سپس داخل حوضچه ای که بوسیله تنبوشه (لوله های سفالی) به گرمخانه و سربینه متصل بوده، ریخته می شده است .
سیستم گرمایش و مواد گرمازا:
در رابطه با سیستم گرمایش و مواد گرما زا ذکر این نکته که از طریق سوزاندن فضولات حیوانات و احتمالاً چوب صورت می پذیرفته است.


مردان نمکی در استان زنجان:
معدن نمک چهرآباد با ارتفاع 1350 متر از سطح دریا در 75 کیلومتری غرب شهر زنجان و یک کیلومتری جنوب روستای حمزه لو قرار دارد.
آن بخش از معدن که به رودخانه های چهرآباد و نهر آجی چای مشرف است، دارای رگه های بسیار غنی نمک است که استخراج سنتی نمک در گذشته و بهره برداری فعلی آن نیز امروزه به همین بخش محدود است .
تا سال 1372 بهره برداری نمک در معدن چهرآباد به صورت سنتی و با استفاده از ابزارهای دستی انجام می شد. در سال 72 شرکت زنجان نصر، برنده مزایده بهره برداری از معدن نمک گردید و از این تاریخ به بعد بهره برداری از معدن با استفاده از ماشین آلات مکانیکی آغاز شد.
در اولین سال بهره برداری در زمستان 1372 معدن کاران هنگام باطله برداری و استخراج نمک با بولدوزر، نیم تنه انسانی را که ریش و موی بلند داشت، یافتند .
این نیم تنه به دلیل سالم باقی ماندن در محیط نمکی به مرد نمکی معروف شد و پس از پایان مطالعات به موزه ملی منتقل شد و تا امروز در آنجا نگهداری می شود .
پس از آگاهی از خبر کشف، پژوهش های باستان شناختی نجات بخشی در زمستان همان سال ابتدا به سرپرستی هوشنگ ثبوتی و سپس علی اصغر میرفتاح انجام شد. در نتیجه کاوش، شماری اشیای جالب و متنوع از معدن به دست آمد. مهم ترین یافته سال 1372، کشف پای چپ مرد نمکی یک بود که در چکمه های بلند قرار داشت. جنس چکمه از چرم و بلندی آن 48 سانتی متر بود. با پایان گرفتن کاوش جسد و اشیای مکشوفه، برای مطالعات و بررسی های بیشتر به آزمایشگاه تحقیقاتی پژوهشکده مرمت انتقال یافت و تحقیقات و مطالعات آزمایشگاهی در زمینه هایی از جمله آزمایش سال یابی، بررسی های استخوان شناسی با کمک تصویر برداری سی تی اسکن، تعیین گروه خونی، آزمایش دی. ان. ای و ... انجام شد .
نتیجه سال یابی کربن 14 روی نمونه های استخوانی و پارچه ای، قدمت مرد نمکی شماره یک را 1700 سال قبل، یعنی اوایل دوره ساسانی تعیین کرد. همچنین بررسی های بیشتر نشان داد نیم تنه مکشوفه مربوط به مرد میان سالی بوده که قبل از مرگ، ضربه شدیدی بر سر و صورت او خورده است .
با وجود کشف استثنایی مرد نمکی یک در سال 1372 متاسفانه تلاش چندانی برای تعطیل کردن استخراج مکانیکی و لغو بهره برداری از معدن صورت نگرفت. در پاییز 1383 معدنکاران در حین کار با بولدوزر مجدد با بقایای اسکلت انسانی مواجه شدند که به دلیل کار با بولدوزر تا حد زیادی متلاشی شده بود . با جستجوی معدنکاران در میان خاک های آشفته، علاوه بر جمع آوری قسمت هایی از بقایای انسانی تکه تکه شده، شماری اشیا به دست آمد که توسط بهره بردار به اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان منتقل شد .
بررسی های اولیه روی بقایای انسانی که پس از انتقال به میراث فرهنگی، مرد نمکی 2 نامگذاری شد نشان داد که این بقایا متعلق به مردی میانسال با میانگین قد حدود 180 سانتی متر بوده که در جریان ریزش دیواره ها و سقف تونل کشته شده است. از جمله اشیایی که همراه این مرد نمکی یافت شد می توان به تکه سبد و میخ های چوبی، طناب های گیاهی، منسوجات و ... اشاره کرد .
کشف اتفاقی مرد نمکی 2 و مجموعه ای از اشیا، موجب شد پژوهش های باستان شناختی در معدن نمک چهرآباد بعد از گذشت 11 سال از سر گرفته شود؛ بنابراین کاوش در معدن با وجود شرایط آب و هوایی نامناسب و دشوار در دی ماه 1383 به منظور نجات بخشی آثار و بقایای باقیمانده آغاز شد .
فصل اول کاوش؛ با اهداف مورد نظر در دی و بهمن 1383 به انجام رسید. با وجود نتایج بسیار درخشان فصل نخست، به دلیل پرسش ها و ابهاماتی که در زمینه های مختلف وجود داشت، تصمیم گرفته شد کاوش فصل آینده ادامه یابد. در نتیجه کاوش فصل دوم به سرپرستی کارشناس باستان شناسی سازمان، ابوالفضل عالی در پاییز 1384 آغاز شد .
اهداف کاوش در فصل دوم روشن ساختن 4 موضوع اصلی در معدن چهرآباد بود .
1-روش های استخراج سنتی نمک
2-کارکرد محوطه
3-ادوار بهره برداری
4-ارتباط معدن نمک چهرآباد با محوطه های تاریخی پیرامون خود
یافته ها:
در نتیجه کاوش 2 فصل، مقادیر زیادی اشیای جالب توجه از معدن چهرآباد به دست آمد که بسیاری از آنها اشیای تهیه شده از مواد آلی است. معدن چهرآباد به دلیل داشتن محیط نمکی، تنها محوطه باستانی در ایران است که مواد آلی موجود را بخوبی در خود حفظ کرده و سالم نگه داشته است. مواد آلی به دلیل خاصیت فناپذیری زود هنگام در محوطه های باستانی بندرت یافت می شود یا در صورت کشف در شرایط بسیار نامطلوبی به دست می آیند؛ اما در معدن چهرآباد به دلیل وجود مقادیر فراوان نمک که باعث محدود شدن فعالیت میکرو ارگانیسم ها می شود، بسیاری از اشیا از جمله اشیای تهیه شده از مواد آلی بسیار سالم و در شرایط مطلوبی هستند .

یافته های معدن را می توان در گروه های زیر تقسیم بندی کرد:
1- یافته های گیاهی
الف- چوب
ب - هسته میوه های گیاهی
ج – طناب های گیاهی
ر - دسته چاقو
ح - سوزن چوبی
خ - جارو
د - شانه
ذ - آتش زنه

2-بقایای جانوری
الف - استخوان
ب - پر پرندگان
ج - فضولات حیوانی
د - بقایای خشک شده جانوری

3-بقایای انسانی
4-منسوجات ساده و منقوش
5-پوست و چرم
6- نخ ها و ریسمان ها
7- ابزار های استخراج نمک شامل چکش، تیشه و کلنگ

مرد نمکی شماره 3
مرد نمکی 3 همچون مرد نمکی 2 به صورت اتفاقی و طی کار باطله برداری بولدوزر توسط معدن کاران در سال 1383 کشف شد. به دلیل سقوط یک صخره بسیار بزرگ نمک روی مرد نمکی 3 این جسد نیز به صورت متلاشی شده و تکه تکه به دست آمد.
آنچه مرد نمکی 3 نامیدیم در واقع بقایای استخوان، لباس و قسمت هایی از بافت نرم فردی بود که همچون معدنچیان دیگر بر اثر ریزش تونل و سقوط یک سنگ چند تنی روی او کشته شده بود .

مرد نمکی شماره 4
مرد نمکی 4 سالم ترین و کامل ترین جسد نمکی به دست آمده از معدن چهرآباد است. علی رغم آسیب دیدگی هنگام مرگ، تقریبا بیشتر قسمت های بدن سالم باقی مانده که شامل مجموعه ای از استخوان ها و بافت نرم است که بر اثر از دست دادن آب بدن کاملا خشک شده است .
هنگام کشف، جسد در وضعیت دمر قرار داشت. به شکلی که صورت و قسمت جلوی بدن روی خاک قرار گرفته بود. دست ها از ناحیه آرنج خم شده، دست چپ روی زمین و دست راست در حالت تقریبا مشت شده بود. پای راست به صورت نیمه باز و پای دیگر جمع شده در زیر شکم قرار داشت. با وجود شکستگی جمجمه در چند قسمت، دلیل مرگ براساس تحقیقات دکتر شکوهی با عکسبرداری سی تی اسکن، فشار بر قفسه سینه و پارگی قلب در نتیجه ریزش تونل ها و فرود آمدن خاک و آوار روی وی بوده است .

براساس تحقیقات انجام گرفته مشخص شد این مومیایی طبیعی، پسر جوانی بوده که هنگام مرگ حدود 16 سال داشته است. قد این مومیایی 170 تا 175 سانتی متر است. بر گوش هایش حلقه فلزی دیده می شود .
مو های سر وی کوتاه و به رنگ خرمایی است . به همراه این جوان مومیایی شده، اشیای جالب توجهی نیز کشف شد. یکی از این اشیا، چاقوی فلزی با دسته استخوانی است که در غلافی چرمی به کمربند پارچه ای او بسته شده است. از اشیای دیگر می توان به 2 کوزه کوچک سفالی سالم اشاره کرد. همچنین طناب های گیاهی یک مهره کوچک با لعاب آبی، یک پی سوز سالم دود زده، 11 تکه سفال و ... نیز همراه این جسد یافت شده است. از ویژگی های بسیار مهم این مومیایی طبیعی، لباس کامل است که بر تن او دیده می شود. این لباس از بالا پوشی بلند، یک شلوار و کفش چرمی تشکیل شده است .
مرد نمکی شماره 5
این مومیایی طبیعی نیز در کاوش فصل دوم در حالی یافت شد که بجز سر، بقیه قسمت های بدن زیر صخره و سنگ های آواری بزرگ قرار گرفته بود .
شکل جسد نشان می داد این شخص نیز همچون نمونه های قبلی بر اثر حادثه ای که منجر به تخریب و ریزش تونل گردیده، کشته و مدفون شده است، بر خلاف مومیایی نمکی شماره 4 بیشتر بافت بدن مرد نمکی 5 پوسیده شده و از میان رفته است. بافت نرم فقط در قسمت هایی کوچک از 2 دست، پا ها، بخش هایی از صورت، سینه و لگن باقی دیده می شود .
موی سر جسد به شرایط محیطی که مرد نمکی در آن قرار گرفته، برمی گردد. کم بودن میزان نمک در این محیط و نفوذ آب از بالای کوه به این بخش از معدن از دلایل اصلی پوسیده شدن زیاد مرد نمکی 5 است .
مرد نمکی شماره 6
ششمین مرد نمکی، هنگام بارندگی های ماه گذشته و در پی بازدید مالک معدن نمک چهره آباد در بخشی از ترانشه های باستان شناسی آشکار شده است .
ششمین مرد نمکی که هنوز اطلاعاتی از او به دست نیامده زیر سنگ بزرگی که احتمالا باعث مرگ وی شده مدفون مانده است. با کشف ششمین جسد مومیایی، هیات باستان شناسی معدن نمک چهره آباد طی یک نامه نگاری درخواست کاوش برای نجات بخشی آن داشتند که پژوهشکده باستان شناسی با تاکید بر حفاظت آثار باستانی خواستار مدفون شدن دوباره مرد نمکی 6 شد .
نتایج:
پیش از کاوش های 2 فصل 83 و 84 در معدن نمک چهرآباد، براساس یافته های 12 سال پیش تصور بر این بود که معدن محل کشته شدن شاهزاده ساسانی و یا نماینده هیات حاکمه اقوام سکایی در سده 8 پیش از میلاد بوده است؛ اما با کاوش های 2 فصل اخیر مشخص شد همه مومیایی های مکشوفه از معدن، کارگران و معدنکارانی بودند که در نتیجه ریزش معدن و فرو ریختن دیواره ها و سقف و تونل ها کشته و مدفون شده اند .
طبق کاوش های انجام یافته، همچنین مشخص شد که معدن از حدود اواخر عصر آهن شناسایی شده است. براساس آزمایش های سال یابی کربن 14 مشخص شد مرد نمکی 3، 4، 5 مربوط به دوره هخامنشی با قدمت حدود 2300 سال و مرد نمکی 1، 2 مربوط به دوره اشکانی و اوایل ساسانی، با قدمت حدود 1800 سال قبل است؛ بنابراین با توجه به شواهد و مدارک موجود، ریزش تونل های معدن چهرآباد، دست کم دوبار و با فاصله زمانی حدود 500 سال رخ داده است .
نخستین بار حدود 2300 سال پیش و هنگام فعالیت معدنکاران، بخش بزرگی از تونل های معدن ریزش و در آن مردان نمکی 3، 4، 5 کشته شده اند و سپس با گذشت حدود 600، 500 سال دوباره حادثه ای دیگر در معدن نمک رخ داده و در نتیجه آن، مردان نمکی 1، 2 نیز کشته و مدفون شده اند .
در حال حاضر به استثنای مومیایی نمکی شماره یک که در موزه ملی کشور نگه داشته می شود بقیه اجساد و اشیای به دست آمده از معدن چهرآباد به صورت موقت در زنجان در شرایط مطلوب، تحت نظارت کارشناسان مربوط نگهداری می شوند. پس از افتتاح موزه بزرگ باستان شناسی زنجان در عمارت ذوالفقاری، مجموعه مکشوفه از چهرآباد به آنجا منتقل شده و در معرض دید عموم قرار گرفته است.

 

 

 


توجه:
اماکن بسیار دیگری نیز در استان وجود دارد که مجال معرفی کامل آنها در این نوشته نیست که اسامی آنها در زیر موجود است:

غارها؛
غار زرین، در 35 کیلو متری شهرستان خدابنده.
غار خرمنه سر، در شهرستان طارم و در كوه بلند خرمنه‌سر.
غار تاریخی گلجیک، در 35 کیلومتری جنوب غربی شهرستان زنجان.

خانه های تاریخی؛
خانه توفیقی، در بافت قديمي شهر در محله معروف به غريبيه بالا،
بناي دارائي، در ضلع شمالی مجموعه تاریخی سبزه میدان،
خانه شيخ الاسلام، در مجموعه حريم بازار،
خانه و باغ معین، در ضلع جنوب غربی زنجان و در مجاورت شمال رود خانه زنجانرود،
بنای خدیوی، در ضلع جنوبی خیابان فعلی هفت تیر.

پلها؛
پل مير بهاء الدين، در محور جنوبي حومه شهر بر روي زنجانرود در مسیر زنجان به کردستان واقع است،
پل و قلعه قشلاقي، در بخش قلعه جوق – روستاي ايمير قرار گرفته است،
پل سردار، در محور جنوب غربي حومه شهر زنجان بر روي رود خانه زنجانرود واقع شده است،
پل حاج سید محمد، در جنوب شرقی زنجان، بر روی رودخانه زنجان رود و در مسير زنجان به همدان قرار دارد.

موزه ها؛
 موزه تاريخ طبيعي، موزه شهداء، تحت نظارت بنياد شهيد استان در خانه توفيقي.

مساجد تاریخی؛
مسجد ميرزايي نجفي، اين مسجد كه در گذشته به مسجد مسگرها يا آهنگران نيز معروف بوده از نوع مساجد چهل ستوني يا شبستاني است كه شبستانهاي آن در ضلعهاي جنوبي و غربي ميانسرا قراردارد.
مسجد و مدرسه چهل ستون، مسجد و مدرسه چهل ستون در بافت بازار ( بازار بالا ) در ضلع جنوب شرقی مسجد و مدرسه جامع ( سيد ) در راسته معروف به راسته حجت الاسلام قرار دارد دومین حوزه علمیه و معتبر در شهر زنجان بعد از مسجد ومدرسه جامع محسوب می گردد.
مسجد سيد فتح الله، اين بناهاي مذهبي در راسته معروف به راسته صندوق سازان بازار بالاي شهر زنجان و در كوچه اي كه سابق كوچه ذور ياستين گفته مي شود قرار دارد. مسجد سيد فتح الله از نوع مسجد چهلستوني يا شبستاني مي باشد.
مسجد عباسقلي خان، مسجد عباسقلي خان در محله قديمي عباسقلي خان واقع در بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته ، اين مسجد با سبك چهل ستوني فاقد ورودي و صحن و ميانسراي مركزي مي باشد.
مسجد اسحاق ميرزا، مسجد اسحاق ميرزا از جمله مساجد تاريخي شهر زنجان است كه در محله قديمي سرچشمه قرار دارد. اين بناي مذهبي مطابق با شيوه معماري مساجد شبستاني با چهل ستوني ساخته شده است.
مسجدجامع خدابنده، اين بنا در ضلع شرقي بقعه ي قيدار نبي ( ع) در شهرستان خدابنده و 42 كيلومتري زنجان واقع گرديده و از آثار اواخر دوره ي قاجار است.

امامزاده ها؛
امامزاده ابراهيم (سلطانيه)، اين آرامگاه در سجاس، در پنج فرسخي غرب سلطانيه واقع و بنايي ساده و كوچك است.
امامزاده حیدر (گیلوان)، در 700 متر سمت شمالی روستای گیلوان در داخل باغات انجیر و انار ، قبرستان وسیعی وجود دارد که در وسط این قبرستان بقعه ای موسوم به امام زاده حیدر قرار گرفته است.
امام زاده عبدالله (صومعه بر)، روستاي صومعه بر در شمال غربي گيلوان از بخش طارم عليا قرار گرفته و از آن حدود پنج كيلومتر فاصله دارد . در قلب اين روستا بقعه امام زاده عبدالله قرار دارد.
امام زاده محمد باقر – کله سیران طارم، روستای کله سیران یکی از دورترین روستاهای بخش طارم علیا بوده و در مرکز این روستا امام زاده محمد باقر قرار گرفته است این روستا از گیلوان 55 کیلومتر فاصله داشته و در ساحل راست رودخانه قزل اوزن می باشد.
امام زاده محمد ماهوری، بقعه امام محمد ماهوری در 140 کیلومتری از روستای شیت در طارم علیا از توابع چورزق واقع شد است.
امام زاده يحيي صائين قلعه، شهر صائين قلعه در 25 كيلومتري سمت غربي شهر ابهر قرار گرفته است.
مقبره امام زاده اسماعيل شناط، شناط نام ناحيه اي است در شمال شهر ابهر كه اين بناي آرامگاهي را در خود جاي داده است.
امامزاده عبدالخير، اين بناي آرامگاهي در غرب روستاي قروه از توابع شهرستان ابهر در مسير تاكستان به ابهر قرارگرفته است.
امامزاده كهريز سلطانيه، اين بناي آرامگاهي در يك كيلومتري غرب محوطه تاريخي سلطانيه قرار دارد و به دليل مجاورت با قنات (كهريز) به امامزاده كهريز معروف شده است.
امام زاده محمد تقی، بنای امامزاده متعلق به دوره ی قاجاریه است.
امام زاده يعقوب صائين قلعه، دومين امامزاده معتبر صائين قلعه امام زاده يعقوب مي باشد . اين بقعه در سه كيلومتري سمت جنوبي شهر در بالاي يك تپة طبيعي قرار گرفته است.

 

منابع:

اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

نشریه فردای زنجان

استان زنجان - ویکی‌پدیا

پورتال استان زنجان

دانشنامه-استان زنجان